سرتیتر اخبار
 

سردبیر روزنامه «سازندگی» با بیان اینکه آمریکا انتقام داعش را از حاج قاسم گرفت، گفت: حالا رسانه‌های غربی و فارسی‌زبان می‌خواهند با واژه‌سازی‌هایی نظیر «قتل هدفمند» از بار روانی جنایتشان کم کنند.

به گزارش زرین نامه «محمد قوچانی» در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس درباره آزادی بیان به سبک غربی‌ها و بستن صفحاتی که تصاویر مربوط به سردار حاج قاسم سلیمانی را منتشر کرده‌اند، گفت: چیزی که وجود دارد این است که به نظر من خلاف ادعایی که رسانه‌های شبکه‌های اجتماعی دارند، یک نُرم‌هایی برای خود تعریف می‌کنند که اهداف پنهان آنها را نشان می‌دهد. شبکه‌های اجتمای برای یک گفت‌وگوی عام و فراگیر در سطح جامعه و جهان به وجود آمده و می‌گویند ما از محدویت‌های دولت‌ها عبور می‌کنیم و به جای اینکه به سازمان‌های بزرگ رسانه‌ای بها بدهیم، به افراد بها می‌دهیم. اما در پشت پرده یک معیارها و نُرم‌هایی قرار می‌گیرد که ماهیت دوگانه آنها را مشخص می‌کند.

وی ادامه داد: از جمله در همین بحث مربوط به تروریسم. یک قواعدی در عرصه بین‌الملل وجود دارد به نام حقوق بین‌الملل که می‌گوید کشورها حق حاکمیت ملی دارند و نهادهایی که تابع حاکمیت ملی خود باشند، آن ملت‌ها را نمایندگی می‌کنند. شما هرگز نمی‌توانید یک نهاد قانونی مثل ارتش، سپاه، پلیس، صداوسیما یا دولت را تا زمانی که یک کشور مشروعیت سیاسی دارد، به عنوان یک نهاد تروریستی اعلام کنید.

قوچانی تصریح کرد: تروریسم یک تعریفی دارد و یک سازمانی است که مستقل از حاکمیت‌های ملی شکل می‌گیرد. در این میان دولت‌هایی مثل اسرائیل هم هستند که رفتار و ساختار تروریستی دارند. کشوری که در سازمان ملل کرسی دارد، انقلاب در آن شکل گرفته و انتخابات در آن شکل گرفته،‌ تا زمانی که مردمشان نخواهند، شما نمی‌توانید آن را تروریستی اعلام کنید.

وی افزود: در مقابل، در تاریخ برای اولین بار اتفاق افتاده است که فرمانده یک کشور را ترور می‌کنند و یک کشور سوم می‌آید اعلام می‌کند که من این اقدام تروریستی را انجام دادم. شما آن را تروریست نمی‌دانید ولی آنکه قربانی شده را تروریست می‌دانید؟، این تناقض عجیبی است!

سردبیر روزنامه سازندگی تاکید کرد: نمادهای تروریستی بسیاری در دنیا هم وجود دارد. مانند فیلم «جوکر» که رسما ترویج خشونت و ترور است و منشاء برخی نابهنجاری‌ها در برخی کشورها شده و در تمام دنیا هم پخش شده است. اگر من عکس آن را در اینستاگرام بگذارم، حذف نمی‌شود، ولی اگر عکس حاج قاسم را بگذارم، حذف می‌شود.

وی با بیان اینکه جای ظالم و مظلوم تغییر کرده، گفت: اگر برخی بگویند که حاج قاسم تروریست بوده، خود ترامپ که دارد اعلام می‌کند من او را ترور کردم. خوب الان قاعدتا اگر ما عکس ترامپ را هم بگذاریم، باید حذف کنند، اما چرا این کار را نمی‌کنند؟

قوچانی درباره پوشش خبری رسانه‌های خارجی از شهادت سپهبد قاسم سلیمانی و استفاده از اصطلاح «قتل هدفمند» نیز تصریح کرد: ژورنالیستی که ما می‌شناسیم، تعریفش مشخص است و هر اقدام غافلگیرانه‌ای که خارج از قواعد قانونی باشد، تروریسم است. حال اگر اتفاقی در یک مترو بیافتد آن را ترور می‌دانند اما دستور کشتن یک مقام نظامی در یک کشور دیگر را ترور نمی‌دانند؟

وی در پایان گفت: این واژه‌ها را می‌سازند تا از بار روانی جنایتشان کم کنند. مردم از قدیم هم می‌دانستند و امروز هم می‌دانند داعش کیست، تروریست کیست،  اما در رسانه‌هایشان می‌خواهند بار منفی آن را کم کنند و از این طریق از تروریسم دفاع می‌کنند. با این الفاظ می‌خواهند واقعیت را از ذهن مردم دور کنند. آنها پولشان را از سعودی‌ها می‌گیرند که آن بلا را سر جمال خاشقچی آورند، شما چه انتظاری دارید؟‌ آنها خودشان حکومت تروریست هستند و کسانی که خودشان داعش را به وجود آورده‌اند، انتقام داعش را از حاج قاسم گرفتند و به روشنی این موضوع مشخص است.

در پرونده درخشان سردار سلیمانی، ابومهدی المهندس و دیگر شهیدان این جنایت، جرمی جز دفاع از اسلام و مردم، و منافع ملت‌های منطقه و پاکسازی خاورمیانه از لوث وجود ناپاک تروریست‌ها حک نشده است.

 

گزارش زرین نامه به نقل از  خبرگزاری فارس، آیت‌الله سید محمود هاشمی ارزگانی، محقق و پژوهشگر علوم دینی و سیاسی افغانستان و استاد حوزه و دانشگاه در یادداشتی اختصاصی که در اختیار خبرگزاری فارس قرار داد، به ابعاد شهادت سردار شهید قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پرداخت.

در این یادداشت آمده است:

بسم رب الشهداء والصدیقین

(...قال یالیت قومی یعلمون * بما غفرلی ربی وجعلنی من المکرمین(یس/27)

«کاش مرد م [و همرزمان] من می دانستند چسان خداوند مرا بخشیده و در شمار گرامیان قرار داده است.!»

مالک اشتر علی زمان، خارچشم دیوان و دَدان، بازوی ستبر و استوار ولایت، فرمانده رشید و مؤمن جبهه مقاومت، دربرابر تروریسم، صهیونیسم و استکبار بین المللی، سردارسپهبد حاج قاسم سلیمانی ، در پگاه جمعه و میعاد یاران، و ساعات نیایش بامدادی نیایشگران و منتظران، سر بر آستان معبود سُود و به جمع عباد الله «مُکرَمین» و مائده نشینان «عندربهم یرزقون» پیوست و ردای شهادت بر تن کرد، که جز آن، خواسته و برازنده او نبود.!

بی شک داغ و فقدان سردار شهید سلیمانی و همرزمان شهیدش همچون ابومهدی المهندس، جراحت بی التیام بر قلب رؤوف امام امت، جبهه وسیع  وپیروزمقاومت- حزب الله، فاطمیون، زینبیون ، حیدریون-  ویکایک دلدادگان به عزت  و استقلال ملت های مسلمان، به وِیژه ملت آزاده ایران و خانواده‌های معزز آن شهیدان، بر جای نهاد واشکی دریا سان برگونه های راد مردان خط مقدم سنگرمقاومت، یتیمان پدرمرده در مسلخ  شقاوت وافراطیت، جهان خواری وسلطه طلبی، جاری ساخت.!

این جنایت از سویی، با وضوح هرچه بیشتر همدستی تروریست‌های داعشی و دولت فاشیست و تجاوزگر امریکا و رژیم صهیونیستی و سرسپردگان منطقه‌ای آنان، و ازسوی دیگر خوی و منش تجاوزگری و فراقانونی دولت آمریکا وعدم پای بندی آن به میثاق ها و منشورهای بین المللی و حق حاکمیت ملی کشورهای مستقل را نشان داد. 

چه؛ در پرونده درخشان سردار سلیمانی، ابومهدی المهندس و دیگر شهیدان این جنایت، جرمی جز دفاع از اسلام و مردم، و منافع ملت‌های منطقه و پاکسازی خاورمیانه از لوث وجود ناپاک تروریست‌ها حک نشده است.

آنان نه سهمی در نسل کشی  و تصفیه قومی سرخ پوستان داشتند و نه بمباران اتمی «نا کا زوکی» و«هیروشیمای» ژاپن و نه استفاده از مادربمب در افغانستان، ونه غارت نفت عراق، لیبی، سوریه وعربستان. و نه حتی انفجار برج‌های تجارت جهانی آمریکا و یا سلاخی جمال خاشقجی در سفارتخانه و مرکز امن شهروندان.؟!

اما دست انتقام خدای دادگر و قاصم جبّاران و خون به ناحق ریخته شهیدان در کمین است و صفوف متحد، پیوسته و زمان شناس امت، و آمادگی جبهه منصور مقاومت، از نیجریه تا لبنان، از شام تا فلسطین، از عراق تا بحرین و یمن، از پاکستان تا افغانستان و تمامی زخم خوردگان در گستره زمین و جغرافیای استضعاف و ایمان، با اراده مصمم‌تر از پیش، رونده راه آزادی، و افرازنده پرچم عدالت‌جویی وخون خواهی شهیدان، تحت زعامت ولیّ امرِ زمان خواهند بود.

و سپاه توحش و خشونت، با هرنام و عنوان؛ القاعده یا داعش، سپاه صحابه یا بوکو حرام، طالبان، یا جیش الظلم و الخذلان، و انبوه اعوان الشیاطین در زیر چتر حمایت موشک‌ها، بمب‌افکن‌ها و پهبادهای فوق مدرن خون آشامانِ گاوچران، و اغوای زَرداران و دشنه به دوشان، و گنبد آهنین گوساله پرستان، طرفی نخواهند بست.

و با شهادت سردار سلیمانی‌ها و ابومهدی‌ها، عمادها و ابوحامدها، راه طی شده داعش و لشکر خلافت تکفیری بار دیگر گشوده و تعمیر، و اضغاث و احلام شیاطین تعبیر، نخواهد شد.

چه؛ سوریه امروز و دیروز، عراق پیشین و کنونی، افغانستان گذشته و اکنون، بسی تفاوت‌ها دارد، پشته از تجربه اندوخته‌اند، طعم تلخ حاکمیت تکفیریان را دیده و یا چشیده‌اند، دوست و دشمن، حافظان و حامیان راستین حقوق بشر را از کشندگان نسل بشرباز شناخته‌اند.

اکنون نه تنها بذر تکفیر واستعمار در هیچ مزرع و قلمرو اسلامی نمی‌روید و حاصلی جز ندامت و پشیمانی در خرمن تطاول گران گرد نمی‌آید. که برعکس، نوید پایان سلطه جهنمی سلطه جویان بر مقدرات ملت‌های مسلمان شتاب بیشتر می‌یابد و پرچم مقاومت در اهتزاز، و بانگ رسای پیروزی برمأذن جان‌های وحی آشنای مجاهدان و منتظران دولت حق و عدالت مطلق، به بلندای انتظار طنین انداز می‌شود که :«ألیس الصبح بقریب؟.!»

 

 

 

حضرت آیت الله خامنه‌ای تاکید کردند: « جریانی به‌دنبال فراموش شدن جهاد وشهادت است باید درمقابل آن ایستاد.»

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی شهادت سردار بزرگ و پرافتخار اسلام سپهبد حاج قاسم سلیمانی و همراهان ایشان بویژه مجاهد بزرگ ابومهدی المهندس را تبریک و تسلیت گفتند و با تأکید بر اینکه انتقام سختی در انتظار جنایتکاران حادثه دیشب خواهد بود، خاطرنشان کردند: خط جهاد و مقاومت با انگیزه مضاعف ادامه خواهد یافت،‌همه دلبستگان مقاومت خونخواه شهید سلیمانی هستند و ادامه مبارزه و دست یافتن به پیروزی نهایی کام قاتلان و جنایتکاران را تلخ تر خواهد کرد.

این مردم هستند که باید تصمیم بگیرند... رفع مشکلات از طریق "صندوق رأی" یا همراهی با "عملیات روانی فرماندهان فتنه اقتصادی" که می‌خواهند ایران را به لیبی تبدیل کنند.

حوالی دی و بهمن 2 سال قبل بود که به یکباره کلیدواژه‌ای عجیب وارد ادبیات سیاسی اصلاح‌طلبان شد!

«ناامیدی»... عبارتی که چپ‌ها به یکباره همانند یک وحی منزل به آن معتقد شدند و در قیام و قعود خود اظهار کردند که مردم ایران ناامید شدند.

برای این ادعا هرگز سندی ارائه نشد و حتی کسانی از جامعه‌شناسان چپ اظهار کردند که اساساً برای فهم این مقولات، نیازی به پیمایش علمی هم نیست!

و این شد که از کولایی گرفته تا محمدرضا خاتمی، عباس عبدی، آذر منصوری، ابراهیم اصغرزاده، محمدعلی ابطحی و سایر معاریف اصلاح‌طلبان شروع به ماساژ این واژه در ذهن افکار عمومی کردند.

مسئله وقتی دردناک‌تر می‌شد که از میان رجال و خواص کشور نیز عموما کسی جز مقام معظم رهبری در مقابل این واژه نایستاد،‌ گزاره‌های نقض آنرا به مردم نگفت و متوجه هدف ستاد جریان سیاسی خاص از پمپاژ این واژه هم نشد.

و ماجرا ادامه یافت...

اما واژه سازی ستاد جریان سیاسی خاص که برخی معتقد بودند به دنبال ایجاد فتنه اقتصادی است تمامی نیافت!

*از ناامیدی تا نان.../ وقتی دولتی که باید نان در سفره مردم بگذارد هم می‌گوید مشکل نان داریم!

حرکت واژگانی ستاد جریان چپ پس از اظهارات چند ماه قبل دانلد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا البته تغییری محسوس یافت.

ترامپ در اظهاراتی که بعدا در توییتر خود نیز بر آن اصرار کرد، گفته بود: ایرانی‌ها به دلیل تورم بسیار بالا و مشکلات اقتصادی که دارند حتی قادر به خریدن نان برای خودشان نیستند.

و از اینجا بود که نان هم در کنار ناامیدی به واژه مورد علاقه اصلاح‌طلبان تبدیل شد...

کسانی از آنها در رسانه‌ها صراحتاً از این گفتند که مردم ایران گرسنه‌اند!

و در روزهای اخیر و خاصّه پس از وقوع اغتشاشات آبان نیز کلمه "نان" وفور بیشتری در ادبیات اصلاح‌طلبان یافته است.

کار به جایی رسیده است که حتی سخنگوی اصلاح‌طلب دولت آقای روحانی و یک حزب اصلاح‌طلب نیز در بیانیه‌های رسمی خود به کلمه نان اشاره می‌کنند و در تلویح از بحران نان و گرسنگی مردم سخن می‌گویند

(این برای نخستین بار در جهان است که شاهد هستیم یک دولت و یک حاکم و حامیانش به جای دفاع از دستاوردهای خود؛ از وجود بحران می‌گویند و تندتر از همه بر گرسنگی اصرار دارند!)

امر واضح این است که این صحبت‌ها به بهانه مشکلات اقتصادی کشور مطرح می‌شوند.

مشکلاتی که در برخی ابعاد جان مردم را به لب رسانده و بانیان آنها هر روز به دنبال بهانه‌ای جدیدتر برای عصبانی کردن مردم هستند.

اما آیا این مشکلات به معنی شیوع گرسنگی در کشور است؟ و آیا مردم که از برخی مشکلات جانشان به لب رسیده حاضرند در ادامه این مشکلات، کشورشان به لیبی یا سوریه تبدیل شود؟!

و دقیقا از همینجاست که بازی آشکارتر می‌شود. خاصّه اینکه می‌توان ردّ پای تکرارکنندگان کلمه نان را در ستاد کنترل از راه دور اغتشاشات اخیر نیز مشاهده کرد...

*بگو نان، بخوان اغتشاش/ مردم باید تصمیم بگیرند...

به نظر می‌رسد هدف از تکرار و ماساژ کلمه نان در افکار عمومی، نمک پاشیدن بر زخم مردم از جانب کسانی باشد که خودشان اوضاع کنونی را عامدانه بوجود آورده‌اند. از روی عمد از ناکارآمدان حمایت کردند تا جان مردم به لب برسد و حالا هم از روی همان عمد اولیه است که اصرار دارند بر زخم مردم نمک بپاشند و در روی دیگر سکه هم مدام دولت را به "عدم نظارت بر قیمت‌ها" تشویق می‌کنند.

جالب است که تأکیدات اصلاح‌طلبان بر بحران گرسنگی و نان و عبارت "مردم نان ندارند، بخورند" نیز مثل کلیدواژه ناامیدی نه تنها از هیچ سند و مدرکی برخوردار نیست بلکه دلایلی بر ردّ آن وجود دارد.

یعنی علیرغم اینکه گرانی مشکلات عدیده‌ای را برای مردم ایجاد کرده اما این به معنی قرار داشتن ایران در «شرایط ته درّه» نیست!

مثلا مشکلی مثل شیوع گرسنگی در ایران وجود ندارد و ایران اسلامی 41 سال پس از انقلاب اسلامی نه تنها توانسته به جایگاه سیرترین کشورهای جهان برسد بلکه توانسته فقر مطلق 6 درصدی ابتدای انقلاب (که به معنی فقر مساوی با گرسنگی است) را طبق آمارهای جهانی به کمتر از چند دهم یک درصد برساند.

اثری از گرسنگی هم در شهرها و روستاهای ایران دیده نمی‌شود.

جالب است که رسمی به نام اهدای نان به فقرا که در تمام دنیا وجود دارد نیز اما در ایران اسلامی وجود ندارد و فقرای ایرانی ۷۵اغلب اعتنایی به اهدای نان ندارند و یا برخورد بدی با آن می‌کنند.

ماجرای نان البته تنها بخشی از دروغ‌های هر روزه و کتمان دستاوردهای انقلاب اسلامی توسط "ستاد جریان سیاسی خاص" است...

آنها به مردم نمی‌گویند که طبق اعلام اخیر یک روزنامه اصلاح‌طلب، بیش از 5 میلیون بیکار ایرانی "بیکاران صاحب درآمد" هستند که هر شغلی را نمی‌پذیرند.

"کولبری" یک شغل سنّتی در برخی شهرهای غربی کشورمان است و کولبرهای زحمتکش اگرچه به مشقّت اما هرگز به گرسنگی مشهور نیستند.و اتکای حیاتی اقتصاد ایران به نفت نیز عملا قطع شده است.

ماجرای به لب رساندن جان مردم، دروغگویی و انکار دستاوردها به جایی رسیده است که حتی یک سایت اصلاح‌طلب که چند سال قبل در گزارشی پیرامون صحبت مشهور امام راحل درباره رایگان شدن آب و برق توضیح داده بود که منظور امام، رایگان شدن برای مستمندان و طبقه محروم بوده! اما همین رسانه هم به تازگی توضیحات قبلی خود را از یاد برد و در همراهی با سیاه‌نمایی از اوضاع کشور، مطلبی را منتشر کرده است با این مزاج که چرا سفارش امام راحل برای رایگان شدن آب و برق محقق نشد!

اکنون این مردم هستند که باید تصمیم بگیرند... رفع مشکلات از جانب تنها راه حل ممکن یعنی "صندوق رأی" یا همراهی با "عملیات روانی فرماندهان فتنه اقتصادی" که از 10 سال قبل با فرماندهی آمریکا آغاز شده و قصد دارد ضمن به لب رساندن جان مردم و کوه ساختن از کاه تمام مشکلاتی که در دیگر کشورهای جهان نیز وجود دارد؛ جمعیتی میلیونی را علیه نظام اسلامی به خیابان بکشاند و ایران را به سوریه و لیبی و اوکراین تبدیل کند.

 

روز : ماه : سال :