سرتیتر اخبار
 

در دولت اول روحانی، هر وقت درباره عملکرد دولت سوال می شد، مقامات دولتی و اصلاح طلبان می گفتند که در حال آواربرداری هستیم و میوه و محصول دولت روحانی در دوره دوم به ثمر خواهد رسید.

 ابتکار: وقت تنگ است، باید تکلیف صنعت موشکی را مشخص کنیم

روزنامه ابتکار در یادداشتی با عنوان «وقت تنگ ایران و آمریکا» به قلم «جلال خوش چهره» نوشت:«وقت تنگ است؛ هم برای تهران و هم واشنگتن. دو طرف تا زمان باقی است باید تکلیف پرونده اختلاف‌ها و دشمنی‌های خود را روشن کنند».

روزنامه سازندگی نیز در یادداشتی به قلم «عبدالرضا هاشم زایی» نماینده عضو فراکسیون امید مجلس نوشت:«به اعتقاد من مشکلات اقتصادی که در حال حاضر گریبانگیر کشور شده و حتی بخش زیادی از مشکلات سیاسی که از قضا ناشی از همین مشکلات اقتصادی است، همه به روابط بین الملل و اصلاح سیاست خارجه برمی گردد؛ چرا که بدون تن دادن به قواعد عام بین المللی و قواعد بازی در خارج از مرزهای کشور، باید خود را در محیط ایزوله ای تصور کنیم که برای بقای خود فقط و فقط به روابط داخلی خودش چشم دارد. امری که قطعا ممکن نیست».

همچنین «قاسم محبعلی» از مدیران وزارت خارجه در دولت اصلاحات در مصاحبه با شماره امروز روزنامه آرمان گفت:«انتظارات ایران از ایالات متحده مبنی بر برداشتن کامل تحریم‌ها، بازگشت به برجام و بعد مذاکره، با توجه به شرایط و اتفاقات روز انتظار چندان واقع بینانه‌ای نیست و در عمل امکان تحقق آن بسیار اندک است».

درباره فضاسازی رسانه های اصلاح طلب چند نکته قابل ذکر است:

اول اینکه اصلاح طلبان در رویکردی تأمل برانگیز، مسئله ایران و آمریکا را صرفا به اختلاف و تنش بین دو کشور که هر دو به یک میزان در ایجاد این اختلاف مقصر هستند، جا می زنند. این در حالی است که مسئله میان ایران و آمریکا این است که یک کشور خواهان غارتگری و سلطه گری و رفتار ارباب و رعیتی است و کشور دیگر خواهان استقلال در مقابل این خوی وحشی گری است. رویکردی که تاکنون نتایج قابل توجهی داشته است.

دوم اینکه، ایران، دومین کشور دارای توانایی ساخت دریچه قلب در جهان است؛ دومین کشور در درمان تالاسمی با شیوه پیوند مغز استخوان؛ سومین تولیدکننده دکل‌های انتقال برق؛ رتبه دهم جهانی در فناوری لیزر؛ مقام دوم جهان در زمینه تولید نانو دارو؛ چهارمین کشور در تولید اتانول در دنیا؛ رتبه سوم جهان در صنعت سدسازی؛ نهمین کشور دارای چرخه کامل فناوری فضایی؛ دومین کشور دارای فناوری تولید پهپاد رادارگریز؛ اولین کشور تولیدکننده صنعتی بیوایمپلنت؛ چهارمین قدرت موشکی جهان؛ جزو 10 کشور سازنده زیردریایی در جهان؛ تولیدکننده سریعترین اژدر رادارگریز در جهان؛ دارای مولفه استراتژیک خودکفایی در بنزین؛ پنجمین کشور برتر سازنده ربات انسان نما؛ چهارمین کشور صاحب فناوری ساخت نیروگاه خورشیدی در جهان؛ اولین سازنده استارتر هواپیما در غرب آسیا؛ چهارمین قدرت دریایی جهان و... اینها تنها بخشی از توانمندی‌های غرورآفرین و افتخارآمیز جمهوری اسلامی ایران است.

سوم اینکه، خیلی از ما ایرانی‌ها از این توانمندی‌های غرورآفرین بی‌اطلاع هستیم؛ به قول معروف این ویژگی‌های حیرت انگیز «به چشم‌مان نیامده است». علت اینکه این توانمندی‌های غرورآفرین «به چشممان نمی‌آید» مربوط به تقصیرها و قصورهایی است که در داخل کشور و در بخشی از حوزه‌ها مانند «اقتصاد» و همچنین برخی از صنایع از جمله «خودروسازی» رخ داده است.
تقصیرها و قصورهایی که نتیجه اعتماد به دولت‌های خارجی زورگو و بدعهد و بی‌اعتمادی به جوانان نخبه، مومن و انقلابی و یقین نداشتن به وعده الهی و عافیت‌طلبی و فقدان خودباوری است.

چهارم اینکه، پرونده برجام، تجربه بسیار مهم و البته تلخ و پرهزینه در مقابل دیدگان افکار عمومی قرار داد. ایران بدون واسطه با آمریکا مذاکره کرد و به توافق رسید. به واسطه برجام صنعت هسته ای تقریبا تعطیل شد، اما در سوی مقابل علیرغم وعده های فراوان دولتمردان و اصلاح طلبان، نه گشایش اقتصادی ایجاد شد و نه تحریم ها لغو شد.

پنجم اینکه، حالا اصلاح طلبان با توهین به فهم مردم، ادعا می کنند که باید تکلیف پرونده اختلاف ها را روشن کنیم. آمریکا و اروپا صراحتا اعلام کرده اند که خواسته فعلی آنها کلیدزدن مذاکرات موشکی و ایجاد محدودیت گسترده در صنعت موشکی و توان دفاعی و همچنین قدرت منطقه ای ایران است. خواسته ایران نیز لغو تحریم هاست، اما اصلاح طلبان پیشاپیش تاکید کرده اند که انتظار لغو تحریم ها واقع بینانه نیست! به نظر شما آیا اصلاح طلبان با بدیهی ترین و ابتدایی ترین اصول منافع ملی و روابط بین الملل آشنایی دارند؟!

** وضعیت فعلی اقتصادی تقصیر دولت قبل است

«داریوش قنبری» نماینده سابق مجلس و فعل سیاسی اصلاح طلب در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت:«در خصوص مسائل اقتصادی و نابسامانی‌ها باید ذهنیت مردم را در ارتباط با مسائلی که در کشور وجود دارد روشن کرد. آنچه هست جریان رقیب در مورد عملکرد دولت سوءاستفاده سیاسی می‌کند و تلاش دارد از نمد مشکلات اقتصادی برای خود کلاهی ببافد».

قنبری در ادامه گفت:«اگر سهم دولت و جریان رقیب را در این اتفاقات ارزیابی کنیم خواهیم دید که سهم دولت شاید به اندازه یک دهم یا یک صدم جریان رقیب نیز نباشد و به نظر من دولت در این شرایط اقتصادی هیچ تاثیری ندارد که بخواهیم دولت را سرزنش کنیم. همه می‌دانند در زمانی که طیف تند و افراطی دولت را در اختیار داشت زمینه برقراری این تحریم‌ها چیده شد که آقای روحانی برای مدتی آن را متوقف کرد، اما در نتیجه کارشکنی‌های ترامپ و همسویی برخی متغیرهای داخلی و جریان دلواپس، تحریم‌ها بازگشت».

در حال حاضر، دولت چند ماهی است که وارد هفتمین سال فعالیت خود شده است. در دولت اول روحانی، هر وقت درباره عملکرد دولت سوال می شد، مقامات دولتی و اصلاح طلبان می گفتند که در حال آواربرداری هستیم و میوه و محصول دولت روحانی در دوره دوم به ثمر خواهد رسید.

حالا علیرغم اینکه 2 سال و اندی از دولت دوم روحانی نیز سپری شده، این طیف مدعی است که همچنان در وضعیت آواربرداری هستیم و مشکلات فعلی تقصیر دولت قبل است.

چندی پیش «ابراهیم اصغرزاده» از فعالین اصلاح طلب گفته بود:«برخورداری از نتیجه ملموس برای دولت دوم روحانی بسیار حیاتی است و دیگر نمی‌شود با مردم گفتاردرمانی کرد و با بیان توجیهات و اینکه ما می‌خواستیم آنها نگذاشتند، اعتماد آنها را مجدداً کسب کرد... مردم خواهند گفت که کاندیداهای اصلاح‌طلب در سال ۱۴۰۰ هم از جنس همین‌ها هستند. به‌همین دلیل از حالا باید خود را بازنده رقابت ۱۴۰۰ تلقی کنیم».

** اگر FATF تصویب نشود، مردم ایران بدبخت می‌شوند

روزنامه ایران در گزارشی با عنوان «"اف ای تی اف" در برزخ؛ 80 میلیون ایرانی در معرض تحریم های جدید» نوشت:«در یک مثال ساده، سازوکار FATF درست مانند فیفا است، یعنی یک نهاد بین‌المللی (و نه بین الدولی) که از کشورها می‌خواهد برای عضویت در این فدراسیون (و اینجا FATF یک فدراسیون مالی است) مقررات و ضوابط آن را در کشور خود اجرا کنند. اگر اجرا شد، شما عضو این نهاد هستید و اگر نه، بیرون از این نهاد خواهید ماند. آیا ایران می‌تواند سازوکارهای فیفا را اجرا نکند؟ در این صورت، رابطه فوتبال ایران با فوتبال جهان در همه زمینه‌ها قطع می‌شود».

ارگان رسانه ای دولت در ادامه نوشت:«این مسأله درباره FATF هم صادق است. FATF به‌عنوان یک فدراسیون جهانی مالی، از ما نمی‌خواهد اطلاعات خود را، رایگان و به سادگی به هر کشوری که خواست بدهیم، بلکه فقط می‌خواهد استانداردهای مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم را در کشور خود اجرا کنیم، درست مانند فیفا که درباره فوتبال هر کشور، استانداردهایی دارد. در ایران اما، مسأله FATF سیاسی شده است».

روزنامه ایران در این گزارش تاکید کرد:«اگر کشوری توصیه‌ها و استانداردهای مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم را عملیاتی نکند، همه اجزای اقتصاد و همه مراودات اقتصادی آن زیر سؤال می‌رود. البته نکته این است که هنوز هم ما با دنیا ارتباط بانکی داریم، اما اگر وارد فهرست سیاه FATF شویم، پیامدهای آن فقط به روابط بانکی محدود نمی‌ماند و همه روابط مالی و تجاری، اعم از بخش خصوصی و دولتی را دربر می‌گیرد».

حامیان FATF مدعی هستند که عملکرد این سازمان بین دولتی شبیه FIFA  است. برخلاف این ادعا، این گونه نیست که FATF مقررات روشن و مشخصی داشته باشد که برای همه کشورها به یکسان جاری و ساری باشد. مصداق واضحی که این عدم «عمومیت» را به خوبی نشان می‌دهد، این است که از کل کشورهای دنیا، تنها دو کشور «ایران» و «کره شمالی» (دقیقا دو کشوری که ترامپ با آنها در چالش است) در لیست «اقدامات متقابل» (که با لفظ عوامانه لیست سیاه FATF معروف شده) قرار دارند، ولی مثلا کشوری مثل «سومالی» که عملا دولت آن فروپاشیده است و توسط دزدان دریایی اداره می‌شود و هیچ سازوکار مالی ندارد، در این لیست قرار ندارد. پس مشخص است. حتی آل سعود که هیچ‌گونه گزارشی از ساز و کارهای مالی آن وجود ندارد و دهه‌هاست که پول هنگفت نفت آن صرف‌اشاعه وهابیت تکفیری و تشکیل و تجهیز و پشتیبانی گروه‌های تروریستی چون القاعده، داعش، جبهه النصره و...می‌شود، در لیست سیاه FATF نیست.

FATF  می‌گوید که بانک‌های ایران باید بر طبق لیست تحریم وزارت خزانه‌داری آمریکا عمل کنند. در این لیست‌اشخاصی همچون سردار قاسم سلیمانی و دکتر فریدون عباسی-دانشمند هسته‌ای- و بسیاری دیگر از متخصصان ایرانی در حوزه‌های مختلف قرار دارند.

 

شرح حدیثی از پیامبر اعظم(ص) درباره مؤمنانی که مرتبه‌شان از صحابه بالاتر است، در جلسه اخیر درس خارج فقه رهبر معظم انقلاب مطرح شد.

 

 

به گزارش زرین نامه به نقل سایت اطلاع رسانی رهبرمعظّم انقلاب اسلامی ،  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای جلسه درس خارج فقه روز یکشنبه ۱۳۹۸/۱۰/۰۱ به بیان و شرح حدیثی درباره رجحان و برتری مؤمنانی که بدون دیدن پیامبر اعظم صلی‌الله‌ علیه و آله و سلم به ایشان ایمان می‌آورند نسبت به صحابه پرداختند.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

اَخبَرَنا اَبُو الحَسَنِ مُحَمَّدُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ مُحَمَّدِ بنِ مَخلَدٍ قالَ: حَدَّثَنا اَبو جَعفَرٍ مُحَمَّدُ بنُ عَمرِو بنِ البَختَریِّ الرَّزّازُ اِملاءً فِی السَّنَةِ المُقَدَّمِ ذِکرُها قالَ: حَدَّثَنا سَعدانُ بنُ نَصرٍ قالَ: حَدَّثَنا مُحَمَّدُ بنُ مُصعَبٍ القِرقِسانیُّ قالَ: حَدَّثَنا الاَوزاعیُّ، عَن اَسیدِ بنِ خالِدِ بنِ دُرَیکٍ، عَن عَبدِ اللهِ بنِ مُحَیریزٍ قالَ: قُلتُ‌ لِرَجُلٍ‌ مَن‌ اَصحابُ‌ النَّبیّ‌ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) -قَالَ الاَوزاعیُّ: حَسِبتُ اَنا اَنَّهُ یُکَنّی اَبا جُمُعَةٍ- حَدِّثنا حَدیثاً سَمِعتَهُ مِن رَسولِ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) قالَ: لَاُحَدِّثَنَّکَ حَدیثاً جَیِّداً: تَغَدَّینا یَوماً مَعَ رَسولِ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) وَ مَعَنا اَبو عُبَیدَةَ بنُ الجَرّاحِ فَقُلنا: یا رَسولَ اللهِ هَل اَحَدٌ خَیرٌ مِنّا، اَسلَمنا مَعَکَ وَ جاهَدنا مَعَکَ قالَ: بَلی قَومٌ مِن اُمَّتی یَأتونَ مِن بَعدِکُم فَیُؤمِنونَ بی.(۱)
                                                                                                                                                                               
عن عبدالله بن مُحَیریز قُلتُ‌ لِرَجُلٍ‌ مَن‌ اَصحابُ‌ النَّبیّ‌ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) -قَالَ الاَوزاعیُّ: حَسِبتُ اَنا اَنَّهُ یُکَنّی اَبا جُمُعَةٍ- حَدِّثنا حَدیثاً سَمِعتَهُ مِن رَسولِ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه)
 شخص [عبدالله بن‌محیریز] فرصت پیدا کرده، دستش به یکی از اصحاب پیغمبر -که اوزاعی میگوید گمان میکنم این شخصی که از او نقل میکند، کنیه‌اش اباجمعه بود- رسیده و میخواهد استفاده کند؛ میگوید: یک حدیثی که از پیغمبر شنیدی را برای ما نقل کن.

قالَ: لَاُحَدِّثَنَّکَ حَدیثاً جَیِّداً: تَغَدَّینا یَوماً مَعَ رَسولِ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) وَ مَعَنا اَبو عُبَیدَةَ بنُ الجَرّاحِ فَقُلنا: یا رَسولَ اللهِ هَل اَحَدٌ خَیرٌ مِنّا، اَسلَمنا مَعَکَ وَ جاهَدنا مَعَکَ

آن صحابی گفت که یک حدیث خوبی برایتان نقل میکنم؛ یک روز مثلاً صبحانه یا ناهار در خدمت حضرت بودیم و غذا خوردیم؛ ابوعبیده که جزو رجال معروفِ دوروبرِ پیغمبر بود [حضور داشت و گفتیم:] شما کسی بهتر از ما هم می‌شناسید؟ اوّل که به تو ایمان آوردیم، اسلام را اختیار کردیم؛ بعد هم که با تو آمدیم و جنگ کردیم؛ بهتر از این چه میشود؟ شما کسی بهتر از ما را سراغ دارید؟

قالَ: بَلی قَومٌ مِن اُمَّتی یَأتونَ مِن بَعدِکُم فَیُؤمِنونَ بی

پیغمبر (صلّی الله علیه و آله) فرمودآن کسانی که به من ایمان می‌آورند، در حالی که من را ندیده‌اند، از شما افضلند. در دعای سمات میخوانید که «وَ آمَنّا بِهِ وَ لَم ‌نَرَهُ صِدقاً وَ عَدلاً»؛(۲) یعنی به پیغمبر ایمان آوردیم -«صِدقاً وَ عَدلاً» قید «آمَنّا» است- در حالی که پیغمبر را ندیده‌ایم. آن کسانی که آن وجود نورانی را ندیده‌اند، آن معجزات را ندیده‌اند، آن تأثیرِ نَفَس را ندیده‌اند، آن کسانی آن تجسّم توحید، تجسّم اخلاق، تجسّم فضیلت، تجسّم همه‌ی آرزوهایی را که ممکن است به ذهنِ برترینِ انسانها برسد -که رسول اکرم (صلّی ‌الله ‌علیه ‌و آله) بود- ندیده‌اند، در عین حال به او ایمان آورده‌اند و وظایف شرعی‌شان را انجام داده‌اند و جهاد در راه خدا هم کرده‌اند، معلوم است که از شما افضلند؛ درست است؛ مقتضای عقل و قاعده هم همین است.

امام (رضوان ‌الله ‌علیه) فرمودند این کسانی که امروز هستند، از اصحاب پیغمبر، یا بالاترند یا کمتر نیستند؛(۳) واقعش همین است. آن جوانِ مؤمنِ مخلصی که از همه‌ی لذّات زندگی، از همه‌ی آرزوهای جوانی، از همه‌ی شهوات، خواسته‌ها، از زندگیِ راحت، از پدر و مادر، از همسر، از فرزند چشم میپوشد، میرود در راه خدا جهاد [میکند] -حالا یا در جبهه‌های دفاع مقدّس، مثل آن دورانها، یا در جبهه‌ی دفاع از حرم، مثل زمان ما، یا دفاع از امنیّت، فرق نمیکند- از آنها بالاترند. قدر این حالت را باید دانست؛ و قدردانی‌اش هم به این است که واقعاً و حقیقتاً آن جوری که از ما توقّع هست عمل کنیم؛ بخصوص ما عمّامه‌ای‌ها که خب مرجعِ دینِ مردم محسوب میشویم و دینشان را از ما میخواهند سؤال کنند، تقیّد به دین داشته باشیم. و اگر ماها از جهت تقوا و پرهیزکاری و ورع از محارم و بی‌رغبتی به جلوه‌های مادّیِ دنیا و زیبایی‌های دنیا و مانند اینها، تقیّد را به خودمان تحمیل کنیم و وادار کنیم خودمان را به این معنا، مسلّماً بهتر از آنها هستیم.



۱) امالی طوسی، مجلس چهاردهم، ص ۳۹۱؛ «عبداﷲبن‌محیریز گفته است: به مردی از اصحاب پیامبر -که اوزاعی [از راویان این حدیث] گفته گمان میکنم که کنیه‌اش ابوجمعه بود- گفتم حدیثی از رسول خدا که خودت آن را شنیده باشی برایمان بگو. او گفت حدیثی خوب برایتان خواهم گفت: روزی با رسول خدا صبحانه میخوردیم و ابوعبیدة‌بن‌جرّاح هم با ما بود که گفتیم: آیا مردمانی بهتر از ما هستند، حال آنکه به تو اسلام آوردیم و به همراهت جنگیدیم؟ ایشان فرمود: آری! گروهی از امّتم پس از شما می‌آیند که [ندیده] به من ایمان می‌آورند.»

۲) مصباح المتهجّد، ج ۱، ص ۴۱۹

۳) صحیفه‌ی امام، ج ۲۱، ص ۴۱۰ (با اندکی تفاوت)

 

 

 

حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدرضا تویسرکانی، مسئول نمایندگی ولی فقیه در سازمان بسیج مستضعفین طی سخنانی در اجلاسیه ملی شهدای زن و زنان ایثارگر هرمزگان گفته است:«اولین هدف انقلاب، آزادی است زیرا در مرکز ارزش‌ها قرار دارد و دشمنان سعی دارند آن را با هزار مکر و فریب و حیله سلب کنند.»

به گزارش زرین نامه به نقل از ایرنا، ‌ وی می‌افزاید:« استکبار، کشور را به جرم زندگی نکردن زیر بار ظلم به تحریم‌های دارویی، بهداشتی، غذایی و اقتصادی محکوم کرده است زیرا ملتی هستیم که جانمان را برای داشتن آزادی فدا می‌کنیم

مسئول نمایندگی ولی فقیه در سازمان بسیج مستضعفین همچنین تصریح می‌کند:

«یک عده و جریانی در درون کشور بنام صلح، پیشرفت و رفاه به دنبال این هستند که این آزادی را از ملت ایران بگیرند و ثمره خون صدها هزار شهید را از بین ببرند ولی موفق نمی‌شوند.»

*آنچه که حجت‌الاسلام تویسرکانی به درستی مورد مداقّه و بیان قرار داده‌اند از مابه‌اِزای بیرون و مثال هم برخوردار است.

مابه‌اِزا و مثال‌هایی که مردم باید بیش از این در جریان آنها قرار بگیرند...

پیش از این و در جریان براندازی حکومت قانونی اوکراین در سال 2014 نیز شاهد بودیم که جریان مدعی پیشرفت و رفاه با مذاکره در این کشور! چگونه توانست شعارهای خود را به کرسی بنشاند و با تشویق حرکت خیابانی مردم؛ یک حکومت وابسته به آمریکا را روی کار بیاورد.

اما تنها چیزی که پدید نیامد پیشرفت و رفاه بود و کشور اوکراین عملا به کشوری با اقتصاد استقراضی بدل شد و آزادی مردم نیز نه تنها بیشتر نشد بلکه به تسویه حساب‌های خیابانی و بر صلیب کشیدن زنان حامله ختم شد و اوکراینی‌ها حالا به صراحت می‌دانند که در تیول آمریکا قرار گرفته‌اند.

جالب است که جامعه‌شناسان اوکراینی اکنون و چند سال پس از حرکت براندازی در این کشور، صراحتا از این می‌گویند که انقلاب اوکراین به نتایج مثبتی نیانجامیده و انقلاب لیبرال‌های این کشور به اهداف عنوان شده، نرسید. 

مدل بعدی از ذبح آزادی و آرمان آزادی به بهانه رفاه و پیشرفت را می‌توان در "برجامیزاسیون کوبا" دید.

کشوری کمونیستی که آبرو و اعتبارش به مقابله با آمریکا بود اما در زمان رائول کاسترو فریب عبارت "لغو تمام تحریم‌ها" از سوی آمریکا را خورد و برای رسیدن به این آرزوی واهی تمام آرمان‌های کوبا ذبح شد.

کاسترو با اوباما مصافحه کرد، سفارت آمریکا در کوبا بازگشایی شد، زندانیان سیاسی آمریکا در کوبا آزاد شدند و رائول کاسترو موفق به گرفتن چند عکس یادگاری با سران کشورهای اروپایی هم شد اما تنها اتفاقی که نیافتاد لغو تمام تحریم‌ها بود...

اوبامالغوتحریم‌های کوبارا به دولت جدید آمریکاواگذار کردو ترامپ هم نه تنها گام خاصی برنداشت بلکه تحریم‌های جدیدی را نیز علیه کوبا وضع کرد!

و پیگیری‌های رائول کاسترو برای به ثمر رساندن برجام کوبایی نیز هرگز به جایی نرسید.

در روزهایی که بیدستاوردی برجام کاسترو کم کم برای مردم کوبا آشکار شده بود؛ یک رسانه آمریکایی اینطور نوشته بود که نسل انقلابی کوبا خود را در قبال این توافق، شکست خورده می‌پندارد و احساس زخم‌خوردگی آرمان‌هایش را پیدا کرده است.

جدای از اینکه تجربه اوکراین و کوبا حتما بایستی برای این روزهای ما نیز درس باشد و افکار عمومی بیش از این در جریان دستاوردهای حرکت خیابانی در اوکراین و برجام کوبایی باشند اما یک حقیقت متناظر دیگر نیز وجود دارد که بایستی در اشاره به کلام بصیرانه حجت‌الاسلام تویسرکانی آنرا بیان کرد.

و آن اینکه جریان لیبرال وطنی که این روزها کشور را در دوراهی "سازش یا اغتشاش" جلوه می‌دهد نیز در تمام مدتی که رخدادهای اوکراین و کوبا در حال وقوع بودند؛ دائما مشغول تشویق حرکت خیابانی در اوکراین و سرکوفت برجام کوبایی به ایران بودند.

این جماعت حتی برای مقامات حکومت پسابراندازی در اوکراین نامه تبریک نوشتند و در قبال کوبا با این ژست صحبت می‌کردند که حالا دیگر کوبا هم جزو جامعه جهانی است!

آنها اما امروز نمی‌توانند نعش بر دار رفته آزادی و ایدئولوژی در این کشورها و تراژدی واهی بودن تمام وعده‌های داده شده به مردم اوکراین و کوبا را با هیچ استتاری بپوشانند. و این حقیقت محض را در مقابل چشم مردم ایران کتمان کنند که تظاهرات و مذاکره چیزی جز شوربختی در کاسه مردمان اوکراین و کوبا نگذاشت...

 

تلاش یک تیم امنیتی و فناوری وابسته به دولت آمریکا برای دور زدن قطعی اینترنت و کمک به آشوبگران در ایران در ماه گذشته ناکام ماند.

به گزارش زرین نامه به نقل از مشرق روزنامه لس‌آنجلس تایمز در این باره خبر داد: « هنگامی که مقامات ایرانی در آبان‌ماه گذشته به مدت یک هفته برای خاموش کردن ناآرامی، اینترنت سراسری را در این کشور قطع کردند، «نیما فاطمی» کارآفرین فناوری مستقر در آمریکا، وارد عمل شد.»

فاطمی و دیگر کارشناسان امنیتی آمریکایی از سال 2009 همزمان با جنبش (فتنه) سبز که برای نخستین‌بار مقامات ایرانی دسترسی به شبکه‌های اجتماعی چون «توئیتر» و «فیس‌بوک» را در این کشور برای مهار اعتراضات محدود کردند، روی دور زدن محدودیت‌های سانسور اینترنت در داخل ایران کار می‌کنند.

اما این‌بار به رغم کار شبانه‌روزی آنها طی یک هفته به همراه تیمی 20 نفره از کارشناسان فناوری و امنیتی، آنها برای نخستین‌بار قادر به دور زدن قطعی اینترنت سراسری در ایران نشدند.

وی در این باره به لس‌آنجلس تایمز گفت: «ما بیش از حد کار کردیم. من افراد زیادی را می‌شناسم که (در جریان اغتشاشات) نخوابیدند و مدام در حال کار بودند.»

اقدام ایران در قطع اینترنت، مانع جدی برای ارتباط بین معترضان[آشوبگران] و دیگران در خارج از کشور ایجاد کرد.

«شبکه ملی اطلاعات» ایران که بیش از یک دهه روی آن کار شده یک نسخه مدیریت شده اینترنت جهانی است که به مقامات ایرانی این قدرت را می‌دهد تا در صورت تمایل، ترافیک بین‌المللی اینترنت را از داخل ایران جدا کنند.

همه ایرانیان از طریق شرکت ارتباطات زیرساخت ایران - که تحت نظر وزارت ارتباطات فعالیت می‌کند و خدمات اینترنتی را از طریق ارائه‌دهنده‌هایی به افراد می‌فروشد، به اینترنت جهانی متصل می‌شوند.

برای کاهش وابستگی به شبکه جهانی اینترنت، دولت ایران مجبور بود شبکه‌های داخلی خود را توسعه داده و میلیون ها ایرانی را ترغیب به استفاده از این سیستم عامل‌ها کند.

متخصصان می‌گویند 2 سال پیش (در جریان اغتشاش دی‌ماه 96) وقتی که بسیاری از شرکت‌های بزرگ ایرانی هنوز از خدمات اینترنت جهانی استفاده می‌کردند، دولت ایران نتوانست دسترسی به اینترنت جهانی را به‌طور گسترده قطع کند چون در این صورت آسیب‌های اقتصادی عمده‌ای متوجه اقتصاد این کشور می‌شد. اما در جریان ناآرامی‌های آبان‌ماه گذشته اوضاع فرق می‌کرد چون وابستگی بسیاری از شرکت‌های بزرگ ایرانی به اینترنت جهانی در حداقل خود بود.

امیر رشیدی محقق  امنیت اینترنتی در نیویورک درباره دلیل عدم قطع اینترنت سراسری در سال 96 گفت: «کل کشور به هم می‌ریخت زیرا اکثر مردم و صنایع هنوز از زیرساخت‌ها و خدمات اینترنت جهانی استفاده می‌کردند.» اما این‌بار به فاصله اندکی پس از آغاز ناآرامی‌ها، اینترنت سراسری به‌طور گسترده قطع شد.

یک روز بعد از آغاز ناآرامی‌ها، اتصال به اینترنت جهانی تقریبا متوقف شد و تنها عده معدودی در صنایع حساس مانند بانکداری و بیمارستان به اینترنت جهانی دسترسی داشتد.

بنا به اعلام تحلیلگران، دولت ایران توانست 95 درصد از اتصالات بین‌المللی اینترنت را برای نزدیک به یک هفته در سراسر این کشور مسدود کند.

«نیما فاطمی» در این باره به لس‌آنجلس تایمز گفت: «ما نتوانستیم راهی برای وصل ارتباط انبوه به اینترنت پیدا کنیم. تمام تکنیک‌های مورد استفاده ما فقط برای تعداد کمی از افراد در ایران امکان دسترسی به اینترنت را می‌داد.»

 

سیدمحمدصادق خرازی، فعال اصلاح‌طلب و دبیر کل حزب ندا به تازگی در بخشی از یک مصاحبه که سایت اعتماد آنلاین آنرا منتشر کرد، گفته است:«  حقیقتا در این ماجرای اخیر بنزین بی خردی حاکم بود. مگر می‌شود بنزین را سه برابر کنید و قبلش هیچ آگاهی در این زمینه نداده باشید!؟ شما باید از یک سال قبل با بحث‌های تلویزیونی و مباحث جامعه‌شناسی و روانشناسی به افکار عمومی آگاهی می‌دادید.»

 

به گزارش زرین نامه او همچنین تصریح می‌کند: آقایان ثابت کنند یکی از این حرف‌هایی که به مردم زدند را عملی کردند. می‌توانند؟ چرا باور نداریم که مردم عقل دارند، چرا نمی‌خواهیم بفهمیم که خدا همان چیزی که در مغز آن‌ها گذاشته است را بهترش را در دیگران گذاشته است؟ شانس سیاسی‌شان بوده که آن‌ها حاکم شده‌اند و این مردم محکوم. من نمی‌خواهم بگویم خانه از پای‌بست ویران است، نه این‌طور نیست اما اگر امروز مدیریت درستی نکنند و اگر خردمندان کشور تصمیم عاقلانه‌ای نگیرند از پای‌بست ویران خواهد شد.

خرازی می‌افزاید:

«گاهی به شوخی می‌گویم تمام مسئولین ما صبح به صبح که بیدار می‌شوند برنامه‌ریزی می‌کنند و بخش‌نامه صادر می‌کنند که انقلاب را از بین ببرند و این مردم‌اند که آن را حفظ می‌کنند.»

*ما قضاوت درباره صحبت‌های خرازی را بر عهده مخاطبان محترم وامی‌گذاریم.

حجم کم‌خردی و بی‌تدبیری در ستاد مشترک دولت و اصلاح‌طلبان به حدی رسیده است که برخی از عقلای کشور احتمال وجود نفوذ در این ستاد را می‌دهند.

امر جالب‌تر اینست که در فضای فعلی، دولت هم به خیل منتقدان پیوسته و از این می‌گوید که مردم با سیلی صورتشان را سرخ نگه می‌دارد، معترضان اخیر "جوانان ناامید آبانی" بودند، در شرایط ته درّه قرار داریم و...!

یعنی با 2 سؤال مهم مواجهیم...

اول اینکه چرا شاهد این سطح از بیخردی در تعدادی از تصمیمات مهم دولت هستیم و

دوم اینکه چرا خود دولت هم تندتر از بقیه مشغول ضربات متواتر به کارنامه‌ای است که جز خودش کسی پدید نیاورده!

برخی معتقدند پاسخ سؤال دوم ما را به جواب سؤال اول نیز رهنمون خواهد شد...

 

روز : ماه : سال :