سرتیتر اخبار
 

"سفره خالی‌کن‌ها" در حال جوسازی انتخاباتی علیه کسانی هستند که به "سفره‌داری" مشهورند و می‌توانند مردم را از شرّ گرانی سرسام‌آور و ناکارآمدی‌های دولت نجات دهند.

ترس محافل چپ از اتوریته یک نامزد انتخاباتی

سایت جماران در یادداشتی به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی در اشاره به ثبت نام رجال کشور برای انتخابات مجلس یازدهم نوشته است: امروز افرادی هوس ورود به مجلس و تکیه زدن بر جای مدرس را دارند که پرونده‌های قطور سوءاستفاده‌های نجومی دارند و متهم به هزارها میلیارد تومان سوء‌استفاده و سال‌ها سوء‌مدیریت هستند. این افراد هرچند به دلیل برخورداری از حاشیه امن در هیچ محکمه‌ای پاسخگو نبودند ولی اسناد و مدارک مفاسد و سوء‌مدیریت آنها نزد کسانی موجود و محفوظ است که اگر دلسوز کشور باشند باید آنها را به شورای نگهبان ارائه نمایند تا آن شورا به وظیفه قانونی خود بدون ملاحظات جناحی عمل کند و اجازه ندهد چنین افرادی با چنین سوابقی از فیلترها عبور کنند و به خانه ملت راه یابند.

این یادداشت در ادامه نیز بدون نام بردن از هیچ فرد خاصی، تصریح می‌کند: تاسف‌بار اینکه کسانی حتی زمزمه جلوس این قبیل افراد بدسابقه بر کرسی ریاست مجلس را به گوش‌ها می‌خوانند تا چنین امر قبیح و مذمومی را در اذهان و افکار عمومی، عادی جلوه دهند. اگر این قبیل افراد بتوانند از فیلترهای احراز صلاحیت عبور کنند و با تبلیغات فریبنده به مجلس راه یابند، باید فاتحه مجلس را خواند. درست است که مجلس شورای اسلامی هم‌اکنون نیز فشل است، ولی با ورود این قبیل افراد که از قضا بسیار فریبکار هم هستند، بطور کامل از خاصیت خواهد افتاد. برای اینکه چنین فاجعه‌ای رخ ندهد، هم باید متصدیان فیلترهای احراز صلاحیت هوشیاری به خرج دهند و به قانون عمل کنند و هم مردم باید فریب تبلیغات چنین افرادی را نخورند و از رای دادن به آنها خودداری کنند.

*حقیقتاً بایستی این مطالبه را از محافل سیاسی_رسانه‌ای اصلاحات داشت که بر ترویج دنیای سیاه و تاریک خود در ذهن مردم اصرار نداشته باشند.

دنیایی که سرتاسر آن پوشیده شده از ناامیدی و نامرادی، مجلس ختم، کنتوردزدی به آخر رسیدن کار نظام و مملکت، دزد بودن زمین و زمان، فشل بودن قوه قضائیه، شیوع گرسنگی در ایران، بی‌خاصیت بودن صندوق رأی، اصرار بر ادامه اغتشاشات و این قبیل موهومات است.

بله! ایران اسلامی نیز مثل تمام کشورهای جهان با برخی مشکلات مواجه است.

اما آیا باید از این مشکلات پله‌هایی برای مقاصد سیاسی ساخت یا اینکه به آنها به عنوان تجربه و عبرتی برای درس گرفتن در اجرائیات کشور و در انتخابات‌های بعدی نگاه کرد؟!

آیا همین کوته‌نگری‌ها و سیاه‌نمایی‌های بدون مدرک و سند نیست که سبب‌ساز ایجاد "انبار باروت" در کف جامعه می‌شود؟! انبار باروتی که یکی از رجال اصلاحات؛ تصمیمات نظام جمهوری اسلامی ایران را عامل آن معرفی کرده بود.

قابل تأمل آنکه در یادداشت بالا نیز هیچ اسمی از شخص خاصی برده نمی‌شود و همین مسئله نشان می‌دهد که استدلال حرف‌های مطروحه تا چه صحیح است و چرا محافل چپ از "اتوریته کارآمدی و سیاسی" برخی نامزدهای اصولگرا وحشت دارند؟!

ما همچنین قضاوت درباره این جمله را نیز به مخاطبان محترم وامی‌گذاریم که گفته است:

"این افراد هرچند به دلیل برخورداری از حاشیه امن در هیچ محکمه‌ای پاسخگو نبودند ولی اسناد و مدارک مفاسد و سوء‌مدیریت آنها نزد کسانی موجود و محفوظ است که اگر دلسوز کشور باشند باید آنها را به شورای نگهبان ارائه نمایند تا آن شورا به وظیفه قانونی خود بدون ملاحظات جناحی عمل کند"!

گفتنیست، رهبر معظم انقلاب، چندی قبل و در دیدار با خبرگان ملت طی سخنانی فرمودند:

"دشمن تلاش زیادی را برای سست کردن عزم و اراده‌ی مردم و ناامید کردن آنان به کار بسته است که باید در مقابل، عزم و اراده‌ی ملی تقویت شود و این مهم نیز، با دستور امکان‌پذیر نیست بلکه با استدلالهای صحیح و با حضور به‌موقع صاحبان فکر در میان مردم محقق میشود."

 علی لاریجانی، رئیس مجلس نیز اخیراً در سخنانی با انتقاد از "منفی‌بافی" عده‌ای گفته است: عده‌ای تنها منفی‌بافی می‌کنند و دل مردم را خالی می‌کنند اما ملت ما در بدترین شرایط نیز عزم دشمن را شکستند بنابراین به جای منفی‌بافی وفاق را گسترش دهیم.

***

جنایت "سفره خالی‌کن‌ها" علیه مردم

علی شکوری‌راد، فعال چپ و دبیر کل حزب اصلاح‌طلب اتحاد ملت که در انتخابات مجلس نیز نامزد شده است در بخشی از یک مصاحبه با خبرگزاری ایلنا و در پاسخ به این ادعای ایلنا که "افکار عمومی مطرح می‌کند شاید استقبال از انتخابات مجلس شورای اسلامی مانند سال ۹۴ نباشد"! اظهار کرد: مردم طبیعتا نگاه می‌کنند به خروجی کار و آن چه قابل رؤیت است چیست، آنان خروجی کار را ضعیف مشاهده می‌کنند.

او می‌افزاید: مردم باید نتیجه رأی‌ دادن را سر سفره‌شان ببیند اما آن را مشاهده نکردند.

شکوری‌راد همچنین گفته است: به نظر می‌رسد اراده‌ای که از سوی مردم شکل می‌گیرد برای شرکت در انتخابات توسط نهادهای قدرت به یغما می‌رود و باز نمی‌گردد ما باید به مردم ثابت کنیم که اگر رأی می‌دهند قطعا در سرنوشت‌شان موثر است نه این که رأی‌شان دیده نشود و تاثیری نداشته باشد.

*همانطور که شکوری‌راد اشاره کرده است دقیقا مسئله هر رجل سیاسی در هر کشوری بایستی سفره‌های مردم باشد.

و سؤال اصلی از همینجا آغاز می‌شود که چرا اصلاح‌طلبان نگذاشتند سفره‌های مردم وسیع‌تر شود و بلکه با "تَکرار می‌کنم" و حمایت از ناکارآمدی مسبب‌الاسباب کوچکتر شدن سفره‌های مردم نیز شدند؟

و چرا مقولاتی مثل بنزین 3 هزار تومانی، گرانی، عدم نظارت بر قیمت‌ها، واگذاشتن ظرفیت‌های داخلی کشور به امید توافقات خارجی و خودروهای با قیمت 2 برابر را به قاتق نان مردم اضافه کردند؟!

وقوع این رخداد از جانب یک طیف سیاسی؛ آنهم برای دو دوره! جز با آلودگی وجدان و بی‌فکری نسبت به مردم و سفره‌های مردم ممکن نیست.

البته این مسئله بغرنج‌تر هم می‌شود وقتی که شاهدیم شکوری‌راد و دوستان او در حال سنگ‌چینی در مقابل انتخاب شدن کارآمدانی هستند که به سفره‌داری مشهورند و می‌توانند باعث گستردگی بیشتر سفره‌های مردم شوند.

کسانی که مثلا در مجلس هفتم هنگامی که با رأی مردم به اکثریت پارلمان رسیدند در ابتدای امر با ارائه «طرح تثبیت قیمت‌ها» در مقابل گرانی‌های دولت اصلاح‌طلبان ایستادند و نگذاشتند سفره‌های مردم بیشتر آسیب ببیند.

همان کسانی که در طول 12 سال شهرداری تهران با مدیریت جهادی کاری کردند که اصلاح‌طلبان هرگز قادر به تکرار حتی گوشه‌ای از آن هم نشدند.

بدیهیست که اتکا به گفتمان سفره مردم برای «سفره خالی‌کن‌ها» به هیچ وجه مقرون به صرفه نیست و آنها را در پیشگاه مردم مفتضح‌تر می‌کند.

***

ربیعی: خنده روحانی از سوز دل بود!

علی ربیعی، فعال اصلاح‌طلب و سخنگوی دولت به تازگی طی اظهاراتی در یک مراسم دانشجویی و در پاسخ به سؤال دانشجویان مبنی بر اینکه چرا رئیس‌جمهور بعد از ماجرای اعتراضات بنزینی خندید، گفته است:‌ گاهی خنده هایی به لب می‌آید که از سوز دل است اما من متاسفم برای کسانی که خنده‌های سرمستی سردادند و گفتند خدا را شکر که برای این دولت این مسائل پیش آمد!

به گزارش ایسنا، ربیعی در این اظهارات همچنین با ربط دادن حواشی استراماچونی، مربی استقلال به مشکلات روز کشور اظهار کرده است: اگر امروز به اینجا رسیدیم به این دلیل است که تحریم یک واقعیت است. اگر نمی توانیم به یک مربی پول دهیم به خاطر تحریم بانک‌های ماست فردی هم اگر پول دهد او هم تحریم می شود. ما میگوییم به پالرمو بپردازید ولی برخی می‌گویند این حرف، سیاسی است، آن وقت نتیجه اش همین می شود.

*آقای ربیعی حکما اطلاع چندانی از روند فعالیت‌های ورزش حرفه‌ای ندارد و نمی‌داند که غیر از استراماچونی، مربیان خارجی دیگری هم در ورزش حرفه‌ای ایران حضور داشته و دارند که مبلغ قرارداد آنها در کانال‌های فراتحریمی ایران پرداخت شده و می‌شود.

فلذا اگرچه دشمن قصد دارد اثر FATF را بر اقتصاد ایران زیاد نشان دهد اما تجربه 41 ساله ایران اسلامی در مقابله با تحریم‌ها؛ راه‌های فراوانی برای حل مشکلات خود در چنته دارد.

از طرفی سخنگوی محترم دولت باید به دانشجویان می‌گفت که اثر تحریم‌ها بر اقتصاد کلان ایران هرگز بیش از میانگین 30 درصد نبوده است و این ناجوانمردی است که مشکلاتی مثل "عدم نظارت بر قیمت‌ها" که با بی‌تدبیری دولت بوجود آمده را به تحریم ربط داد و برای حقنه کردن یک قرارداد خارجی که دولت به آن اصرار دارد؛ پای حواشی همیشگی ورزش حرفه‌ای را وسط کشید.

در باب سوز دل بودن خنده‌های آقای روحانی و اظهارات ناراست ایشان در حال همین خنده مبنی بر اینکه از تغییر قیمت بنزین خبر نداشته! هم ما قضاوت را به مخاطبان محترم وامی‌گذاریم... چه اینکه جدا از راست و ناراستی حرف‌های رئیس‌جمهور؛ همه می‌دانیم که اثر سوز دل "اشک" است نه لبخند!

 

هیچ کشوری در عصر مدرن به اندازه جمهوری اسلامی در منطقه موفق نبوده است موفقیت‌هایی که نتیجه ثبات قدمِ رهبریِ انقلابی آیت‌الله خامنه‌ای است؛ در میان دشمنان ایران کم‌تر کشوری این‌قدر ثبات رهبری دارد.

 نفوذ ایران در خاورمیانه از سال ۲۰۰۳ همزمان با حمله آمریکا به عراق به صورت تصاعدی رو به افزایش گذاشته است. طی سال‌های اخیر، تحولات سوریه و یمن حکم نقطه عطف در تاریخ منطقه را داشته و به خوبی اثبات کرده‌اند که اکنون ورق خاورمیانه به سود جمهوری اسلامی برگشته است. تهران اگرچه با جنگ عراق مخالف بود، اما لزوماً انگیزه کافی برای جلوگیری از سرنگونی رژیم صدام در این کشور را نداشت. این در حالی است که جمهوری اسلامی با ایفای نقش در سوریه و یمن نشان داد که عزل و نصب افراد در رأس قدرت کشورهای خاورمیانه دیگر با تصمیم واشینگتن و متحدانش ممکن نیست.

 نفوذ منطقه‌ای ایران: مهم‌تر از برنامه موشکی و برنامه هسته‌ای

اندیشکده‌های غربی بارها به مسئله نفوذ ایران در خاورمیانه و توان تأثیرگذاری جمهوری اسلامی بر معادلات منطقه‌ای پرداخته‌اند. اندیشکده «مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک» انگلیس نیز اخیراً با انتشار کتابی تحت عنوان «شبکه‌های نفوذ ایران در خاورمیانه» همین موضوع را مفصلاً بررسی کرده است. این اندیشکده که البته سال ۲۰۱۶ با دریافت محرمانه ۲۵ میلیون پوند از خاندان سلطنتی بحرین  (که طبق برخی گزارش‌ها، برخی سال‌ها حدود نیمی از درآمد کل این اندیشکده را تأمین کرده است خبرساز شد، در مقدمه کتاب جدیدش توضیح می‌دهد که سال ۲۰۰۸ پرونده‌ای با موضوع موشک‌های بالستیک ایران کار کرده و سال ۲۰۱۱ پرونده دیگری را درباره برنامه هسته‌ای تهران منتشر نموده، اما آن‌چه امروز نفوذ بیش‌تری را در منطقه برای جمهوری اسلامی فراهم کرده، هیچ‌کدام از این دو برنامه نیستند، بلکه شبکه گسترده نیروهای نیابتی تهران است.

مقدمه کتاب با این نقل‌قول از رهبر ایران آغاز می‌شود: «ما در بیرون کشور هم ظرفیت‌های مهمی داریم؛ طرفدارانی داریم، عمق راهبردی داریم؛ در منطقه، در کشور؛ بعضی به خاطر اسلام، بعضی به خاطر زبان، بعضی به خاطر مذهب شیعه؛ این‌ها عمق راه‌بردی کشور هستند.» مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک سپس در طول این کتاب ۲۱۷ صفحه‌ای توضیح می‌دهد که چگونه ایران به کمک شبکه‌ای گسترده از نیروهای نیابتی موفق شده تا علاوه بر تعمیق نفوذ خود در خاورمیانه، در رقابت استراتژیک مقابل نزدیک‌ترین رقیبش یعنی رژیم سعودی نیز به برتری دست یابد. کتاب از یک «مقدمه» در ابتدا، یک «نتیجه‌گیری» در انتها و شش فصل تشکیل شده است که عناوین آن‌ها عبارتند از: «مقصود استراتژیک تهران»، «حزب‌الله لبنان»، «سوریه»، «عراق»، «یمن» و «بحرین، عربستان سعودی و کویت». آن‌چه در ادامه می‌آید، خلاصه‌ای از مهم‌ترین نکات فصل اول کتاب است.

رهبریِ انقلابی: عامل ثبات دکترین ایران موفق‌ترین بازیگر منطقه‌ای در عصر حاضر

۱۹ مارس ۲۰۰۳، موشک‌های کروز آمریکایی به بغداد اصابت کردند و پس از آن مجموعه‌ای از حملات پرقدرت و دقیق آغاز شد. در عرض سه هفته، ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا پایتخت عراق را اشغال کرد و عملاً رژیمی را سرنگون کرد که ایران در جنگ هشت‌ساله نتوانسته بود آن را ساقط کند. در عرض تنها چند ماه، ایران مراحل اولیه یک استراتژی تهاجمی جنگ ترکیبیرا برای ناکام گذاشتن اهداف آمریکا در عراق اجرا کرد و همزمان تلاش نمود تا معادلات سیاسی عراق را به نفع جمهوری اسلامی تغییر دهد. این عملیات مبتنی بر دکترین نظامی‌ای بود که به ضعف نیروی نظامی متعارف ایران اذعان داشت و از رویارویی مستقیم با دشمنان قدرتمند خودداری می‌کرد. این دکترین همچنین از انجام عملیات‌هایی که ممکن بود تلفات سنگین به دنبال داشته باشد اجتناب می‌کرد و در عوض روی استفاده از نیروهای غیرمتعارف و نیابتی تمرکز داشت.

 عراق: تهران با تکیه بر خطوط لجستیکی نامحدودش گروه نسبتاً مجربی از نیروهای عراقی تحت حمایت و مستقر در ایران را به این کشور فرستاد و اولین گروه شبه‌نظامی خارجی خود پس از حزب‌الله لبنان را ایجاد کرد. فناوری‌های نظامی‌ای که ایران برای تقویت این شبه‌نظامیان در اختیار آن‌ها گذاشت به طور ویژه‌ای علیه نیروهای نظامی غربی طراحی شده و مرگ‌بار بودند. تا سال ۲۰۱۱، نیروها و متحدان سیاسی ایران در عراق ریشه دوانده بودند و جامعه جهانی هم نفوذ تهران در این کشور را به رسمیت شناخته بود.

 سوریه: بحران سال ۲۰۱۱ در سوریه، ایران را با تهدیدی جدی مواجه کرد: از دست رفتن تنها متحد دولتی‌اش و همچنین ساختار لجستیکی لازم برای تأمین حزب‌الله لبنان. علاوه بر این، سطح بالای درگیری‌ها در جنگ داخلی سوریه، دکترین نظامی‌ای را به چالش کشید که برای درگیری سطح پایین طراحی شده بود. با این حال، باز هم وجود یک کانال لجستیکی نامحدود در قالب یک «پل هوایی»، دسترسی نزدیک به نیروهای نیابتی، و عدم ممانعت غربی‌ها از دخالت ایران در سوریه در دوران تعامل دیپلماتیک در مورد مسائل هسته‌ای، به تهران زمان کافی را داد تا بتواند استراتژی‌ای را شکل دهد که در عین دستیابی به اهداف، اصول اساسی دکترین ایران را هم به چالش نکشد.

 یمن: تسلط غیرمنتظره انصارالله بر صنعا، پایتخت یمن، در سال ۲۰۱۴ فرصتی برای ایران فراهم کرد تا برای اولین بار از زمان انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ به عربستان و امارات خسارت وارد کند. تهران که دیگر به عدم واکنش غربی‌ها به مداخلاتش عادت کرده بود، احتمالاً مناقشه یمن را همچنین فرصتی برای گسترش نفوذش در جنوب دریای سرخ می‌دانست. با این حال، مداخله در این درگیری آسان نمی‌بود. تهران در آن مقطع نمی‌توانست تمرکزش را از سوریه بردارد؛ تأسیس کانال لجستیکی از ایران تا یمن هم دشوار بود. با همه این‌ها، یک بار دیگر، کانال لجستیکی نامحدود (اگرچه با کارآمدی کم‌تر) و عدم مخالفت بین‌المللی سرانجام ایران را قادر ساخت تا [به ادعای این اندیشکده انگلیسی] مستشار، بودجه، فناوری پیشرفته موشک‌های بالستیک، پهپادهای مسلح و قایق‌های انفجاری کنترل از راه دور در اختیار انصارالله قرار دهد، تحولی که ورق جنگ را به طور قابل‌توجهی برگرداند.

تا سال ۲۰۱۹، نفوذ جمهوری اسلامی در عراق، لبنان، سوریه و یمن تبدیل به واقعیت جدید در منطقه‌ای شده بود که رهبران آن (از جمله در خود تهران) تا مدتی قبل چنین واقعیتی برایشان غیرقابل‌تصور بود. ایران توانسته بود با استفاده از یک شبکه فراملی شبه‌نظامیان شیعه به این موفقیت‌ها دست یابد که به‌رغم وجود درجات مختلف مهارت و دیسیپلین قادر به جنگ بودند و علیه دشمنان متفاوت ایران در جبهه‌های جدا از هم به طور همزمان مبارزه می‌کردند. هیچ کشور دیگری در عصر مدرن به اندازه ایران در درگیری‌های منطقه‌ای فعال، و چه‌بسا کارآمد، نبوده است. یک عامل مهم در ثبات دکترین جمهوری اسلامی، ثبات قدمِ رهبریِ انقلابی آن است. آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر عالی ایران، از سال ۱۹۸۹ تا کنون پاسدار نهایی موضع استراتژیک ایران بوده و در رأس امور در عناصر امنیتی کشورش مقامات ارشدی را منصوب کرده که به آن‌ها در داشتن دیدگاه مشابه با خودش اعتماد دارد. به همین ترتیب، مقامات نظامی ایران هم غالباً برای دوره‌های طولانی در سِمت خود باقی می‌مانند. تعداد معدودی از دشمنان ایران هستند که این سطح از ثبات در رهبری را داشته باشند.

نقش نیروی قدس و قاسم سلیمانی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که ۲۲ آوریل ۱۹۷۹ [۲ اردیبهشت ۱۳۵۸] توسط آیت‌الله روح‌الله خمینی تأسیس شده بود، نهایتاً تبدیل به مهم‌ترین بازیگر تدافعی و تهاجمی ایران تبدیل شد. این نهاد که با ارزش‌های اجتماعی-سیاسی رهبری انقلاب همراستا بود، همچنین موظف شد تا از جنبش‌های آزادی‌خواه و مسلمانان مظلوم در خارج از ایران حمایت کند.

مأموریت حمایت از جنبش‌های انقلابی در سپاه پاسداران به زیرمجموعه‌ای تحت عنوان «نیروی قدس» سپرده شد؛ نیرویی نامتعارف که طی سال‌های ابتدایی جنگ با عراق از دل یگان‌های اطلاعاتی و عملیات ویژه و با هدف حضور در درگیری‌های فرامرزی با سطح پایین در حمایت از مسلمانان مظلوم تشکیل شده بود.

این نیرو در دوره فرماندهی سرتیپ «احمد وحیدی» (اولین فرمانده نیروی قدس) خود را برای عملیات در افغانستان، آفریقا، آسیا، آسیای مرکزی، عراق، لبنان، آمریکای لاتین و شبه‌جزیره عربستان آماده کرد.همچنین حدود ۲۰ پایگاه آموزش نظامی در داخل ایران, همچنین پایگاه‌هایی در لبنان و نهایتاً سودان تأسیس نمودبه علاوه، ایجاد یک بخش مختص تأمین لجستیک موجب شد تا این نیرو بتواند اقدام به انتقال محرمانه تسلیحات به صورت بین‌المللی کند. نیروی قدس انعطاف‌پذیری ایدئولوژیک دارد و از گروه‌هایی حمایت می‌کند که آن‌ها را عضو «محور مقاومت» تلقی نماید و حاضرند با دشمنان ایران مقابله و نفوذ منطقه‌ای تهران را تعمیق کنند.

 

دلایل موفقیت دکترین نظامی ایران در منطقه

موفقیت دکترین نظامی ایران در منطقه ریشه در دلایل و عواملی دارد که در زیر آمده‌اند.

 اجرای پایدار تکنیک‌های جنگ ترکیبی: در حالی که موفقیت منطقه‌ای ایران به هیچ عنوان از قبل تضمین‌شده نبوده، این کشور توانسته با خودداری از اعزام نیروهای پرشمار به درگیری‌های منطقه، خود را از خطرات مداخله بیش از حد گسترده در امان نگه دارد. عناصر اصلی دخالت ایران در درگیری‌های منطقه‌ای از این قرارند:

  • اعزام اعضای ارشد نیروی قدس به عنوان مستشار
  • حمایت مالی، مادی، ارتباطاتی و سایبری
  • آموزش شبه‌نظامیان ثالث به صورت محلی و در ایران
  • اعزام شمار اندکی از نیروهای متخصص سپاه پاسداران و حزب‌الله لبنان
  • ارائه تسلیحات پیشرفته و متناسب با همان میدان جنگ خاص
  • دخالت تدریجی عناصر ایرانی غیر از سپاه پاسداران؛ مثلاً ارتش، وزارت خارجه و سایر وزارت‌خانه‌های غیرنظامی
  • تبدیل گروه‌های شبه‌نظامی به سازمان‌های حزب‌الله‌مانند با نقش‌های امنیتی و سیاسی محلی تحت نفوذ ایران
  • استفاده از پتانسیل قدرت نرم

 صرف هزینه‌های مالی: در حالی که درگیری‌هایی که ایران در آن‌ها دخالت می‌کند، نیازمند هزینه‌های گزاف جانی هستند، اما تهران اعزام پرسنل به این درگیری‌ها را محدود کرده و به جای آن از منابع مالی‌اش استفاده می‌کند.

هزینه‌های مالی و مادی ایران شامل پرداخت مستقیم به نیروهای نیابتی، ارسال نفت، انتقال تسلیحات و تجهیزات، و آموزش شبه‌نظامیان می‌شود. اگرچه تخمین‌های مختلفی درباره هزینه‌های ایران در درگیری‌های منطقه‌ای وجود دارد، اما میزان دقیق این ارقام مشخص نیست و همچنین نمی‌توان ارزیابی کرد که چه مقدار از هزینه‌های ایران فوراً پرداخت می‌شود و چه مقدار از این هزینه‌ها در قالب تجهیزات و تسلیحاتی است که پیشاپیش تولید شده و صرفاً به فراخور وضعیت به میدان‌های نبرد ارسال می‌شود.

 تکیه بر طرف‌های ثالث برای جنگ: نیروی قدس از سال ۲۰۰۳ به این سو سپاه ورزیده و میدان‌دیده‌ای از نیروهای شبه‌نظامی شیعه و گاهاً سنی را ایجاد یا حمایت، تسلیح، تأمین مالی، اعزام و تربیت کرده است که شمار آن‌ها ممکن است حتی تا ۲۰۰,۰۰۰ نفر هم باشدتهران سطوح متفاوتی از روابط را با شرکای شبه‌نظامی خود دارد؛ برخی از آن‌ها صرفاً در رفتارهایشان از ایران تأثیر می‌پذیرند، برخی منافع مشترکی با تهران دارند، و برخی تحت نفوذ دائمی جمهوری اسلامی هستند.

با این حال، وجود عناصر سُنی در میان این نیروها نشان می‌دهد که انگیزه‌ها و منافع ژئوپلتیک هم بر رابطه ایران با شرکایش تأثیرگذار هستند. در عین حال، وفاداری این نیروها به ایران تا الآن برای تحقق اهداف منطقه‌ای تهران و مبارزه با دشمنان جمهوری اسلامی کافی بوده است.

 اتخاذ یک سیاست خارجی راسخ: علاوه بر خستگی جامعه جهانی از بحران‌های بین‌المللی، وجود اولویت‌های مختلف، بی‌میلی آمریکا به دخالت در منطقه و نقش روسیه در وتوی قطعنامه‌های سازمان ملل، تهران نیز به صراحت اراده خود در به‌کارگیری سیاست خارجی برای استفاده از شکاف‌های بین‌المللی را نشان داده است. این سیاست خارجی توسط رهبر عالی ایران مدیریت می‌شود، اما اجرای آن عمدتاً به عهده دو نفر است: قاسم سلیمانی که مستقیماً با رؤسای‌جمهور عراق، سوریه و روسیه رابطه برقرار کرده و محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران که روی ارتباط با جامعه جهانی در سطح گسترده‌تر تمرکز دارد. هر دوی این افراد، به‌رغم تفاوت در سبک و شخصیت، ویژگی‌های مشترکی دارند که از این قرارند:

  • هر دو نماد نسل آینده رهبران ایران هستند: راسخ، عمل‌گرا و متعهد به اصول انقلاب. حاضر نیستند درباره نقش ایران به عنوان قدرت مطلق منطقه کوتاه بیایند و متعهدند که محور مقاومت را علیه اسرائیل حفظ کنند و بر لزوم خروج آمریکا از منطقه تأکید نمایند.
  • هر کدام اتکا به حامیان قدرتمندی دارند. روابط سلیمانی با رهبر عالی و همین‌طور روابط ظریف با پرزیدنت روحانی بر هیچ‌کس پوشیده نیستند.
  • هر دو جایگاه‌شان را تا اندازه‌ای مدیون دوران طولانی خدمتشان هستند. سلیمانی از سال ۱۹۹۸ فرماندهی نیروی قدس را به عهده داشته و تجربه برخورد با معضلات در افغانستان و کردستان را دارد و ظریف پیش از انتصاب به وزارت خارجه در سال ۲۰۱۳ تجربه تعامل با مقامات آمریکایی و سابقه طولانی‌مدت در سازمان ملل را دارد.
  • هر دو موقعیتشان را پس از تصمیمات مهم سیاست خارجی در دولت آمریکا به دست آورده‌اند. سلیمانی پس از حمله آمریکا به عراق در دنیای نظامی شناخته شد. ظریف هم طی مذاکرات بر سر برنامه جامع اقدام مشترک تجربه بی‌سابقه‌ای را در تعامل با رهبران چین، روسیه، آمریکا و اروپا کسب کرد.
  • هر دو با غرب ارتباط داشته‌اند. سلیمانی اگرچه رابطه مستقیم با غربی‌ها را رد می‌کند، اما دست‌کم از طریق میانجی با آمریکایی‌ها همکاری [یا هماهنگی عملیاتی] کرده است. ظریف هم با استفاده از مذاکرات هسته‌ای، رابطه کاری محکمی با وزیر خارجه آمریکا و سایر مقامات ارشد بین‌المللی برقرار کرد.
  • هر دو از تمایل غرب به مذاکره در مواقع ضعف یا اضطرار ژئوپلتیک استفاده کرده‌اند. به عنوان نمونه، سلیمانی پیش از حملات آمریکا به عراق و افغانستان با آمریکایی‌ها به طور غیرمستقیم پیام ردوبدل کرد. ظریف هم پیش از حملات آمریکا، پس از تشدید تحریم‌ها و همزمان با نزدیک شدن حکومت اسد به سقوط همین کار را انجام داده است.
  • هر دو در استفاده از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مهارت دارند. سلیمانی در شبکه‌های اجتماعی سخنرانی‌های ضدغربی می‌کند که به شدت پخش می‌شوند. ظریف هم مرتباًبارسانه‌های غربی مصاحبه می‌کندودر شبکه‌های مجازی حضور فعال دارد.

دکترین جنگی ایران در دوران صلح

دخالت‌های منطقه‌ای ایران موجب محک خوردن دکترین نظامی خارجی‌ای شده‌اند که روی تکنیک‌های جنگ ترکیبی و همکاری با بازیگران دولتی و وابسته به دولت تأکید دارد. شماری از پرسنل نظامی ایران در جنگ‌های دشوار و چندین‌ساله‌ای حضور داشته‌اند که معتقدند در آن‌ها نه تنها به اهداف استراتژیک جمهوری اسلامی دست پیدا کرده‌اند، بلکه این موفقیت‌ها را با هزینه کشورهای عربی منطقه، اسرائیل و آمریکا به دست آورده‌اند.

همین اعتمادبه‌نفس احتمالاً سرلوحه مدیریت تهران درباره درگیری‌های آینده قرار خواهد گرفت. درگیری‌ها در سوریه و یمن با نقطه پایان فاصله زیادی دارند، اما همزمان با کاهش سطح این درگیری‌ها ایران با چالش‌های مختلفی مواجه خواهد شد. نیروهای نیابتی تهران در جایگاه قدرتمندی قرار دارند که می‌توانند از آن برای دفاع از منافع ایران استفاده کنند و جامعه جهانی هنوز استراتژی مناسبتی تدوین نکرده است که بتواند نیروهای شبه‌نظامی تحت امر تهران را منحل کند. با این وجود، یکی از چالش‌های پیش روی ایران، تأمین منابع کافی برای بازسازی پساجنگ در کشورهایی است در آن‌ها حضور دارد. اگر تهران موفق به حل این چالش نشود، نفوذ در این کشورها رو به کاهش خواهد گذاشت و فضا برای قدرت‌های خارجی دیگر باز خواهد کرد.

دکترین نظامی ایران نفوذ بی‌سابقه‌ای را در دوره‌ای از درگیری‌های بی‌سابقه برای تهران به دنبال داشته است. توانایی این دکترین در به بار آوردن نتایج چشم‌گیر برای تهران در دوران صلح، آن‌گونه که در لبنان شاهد بوده‌ایم، در سوریه و کشورهای دیگر در بوته آزمایش قرار خواهد گرفت.

 

 

 

رئيس هيأت نظارت بر انتخابات يازدهمين دوره مجلس شوراي اسلامي استان گلستان گفت: « با توجه به افزايش 37درصدي تعداد افراد ثبت نام شده، هيأت های اجرايی رسيدگی به صلاحيت داوطلبان را به روزهاي پايانی مهلت قانونی موكول نكنند.» 

 

به گزارش زرین نامه به نقل از گلستان ما، حميدرضا بهمني نژاد رئيس هيأت نظارت بر انتخابات يازدهمين دوره مجلس شوراي اسلامي استان ضمن اشاره به فرصت 10 روزه هيأت هاي اجرايي مراكز حوزه هاي انتخابيه از تاريخ 17 لغايت 26 آذرماه جهت بررسي صلاحيت داوطلبين انتخابات گفت: با توجه به افزايش 37درصدي تعداد افراد ثبت نام شده در انتخابات سال جاري نسبت به دوره گذشته انتخابات دراستان، هيأت هاي اجرايي رسيدگي به صلاحيت داوطلبان انتخابات را به روزها و ساعات پاياني وقت قانوني موكول نكنند.

وی افزود: از اعضاي محترم هيأت هاي اجرايي انتظار مي رود ضمن دقت نظر لازم در بررسي صلاحيت ها، به استناد ماده 50 قانون انتخابات نسبت به تحقيقات محلي و بررسي هاي لازم در محل كه مورد تاكيد قانون انتخابات است توجه لازم را داشته باشند تا ضمن حفظ حقوق داوطلبين، دست هاي آلوده به فساد و افراد فاقد شرايط قانوني ، مورد تائيد هيأت هاي اجرايي قرار نگيرند.

رئيس هيأت نظارت بر انتخابات يازدهمين دوره مجلس شوراي اسلامي استان همچنين با اشاره به اينكه شوراي نگهبان و هيأت هاي نظارت بر انتخابات ، نظارت نهايي بر رسيدگي به صلاحيت داوطلبين را بر عهده دارند افزود: شوراي نگهبان و هيأت نظارت استان با هرگونه ادعا و سوء استفاده افراد سودجو و فرصت طلب در خصوص ارتباط با اعضاي شبكه نظارت و اعمال نظر در بررسي صلاحيت داوطلبان برخورد قاطع و قانوني خواهد كرد. در همين رابطه هيأت هاي نظارت در سراسر استان آماده دريافت گزارش هاي مردمي مي باشند.

بهمني نژاد در پايان خاطرنشان كرد: « شوراي نگهبان در بررسي صلاحيت افراد، قانون و شرع مقدس اسلام را مبناي عمل خود قرار داده و هرگز تحت تاثير فشار افراد و جريانات سياسي و درخواست هاي غير قانوني آنان قرار نخواهد گرفت.»

برابر ماده 51 قانون و جدول زمانبندي انتخابات يازدهمين دوره مجلس شوراي اسلامي، فرمانداران و بخشداران مراكز حوزه هاي انتخابيه مكلفند مراتب رد صلاحيت افراد در هيأت هاي اجرايي را در روز 27 آذرماه به داوطلبين ابلاغ نموده و اسناد و مدارك داوطلبين رد صلاحيت شده را در همان روز به هيأت نظارت استان تحويل نمايند.

انتهاي پيام/

 

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینکه خاموش کردن فتنه‌ها سند وفاداری مردم است، گفت:« به دشمنان می‌گوییم اگر دست از شیطنت برندارند منافعشان را به آتش می‌کشیم.»

به گزارش زرین نامه به نقل از تسنیم سردار حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نشست صمیمی با رزمندگان، بسیجیان و خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران در سپاه حضرت سیدالشهدا (ع) استان تهران اظهار کرد: رزمندگان امنیت این سرزمین نشانه‌های بصیرت و سمبل غیرت و برپا نگه‌دارنده قائم‌های نظام هستند و نمی‌گذارند پرچم امامت و ولایت بر زمین افتد.

وی افزود: امروز دیدار با خانواده‌های شهدا و ایثارگران و دیدار با جانبازان که استوانه‌های محکم صبر هستند را شعف فضیلت و عنایت از طرف خداوند می‌دانم که امروز امکان تشرف نزد خانواده‌های معظم شهدا را پیدا کردیم.

فرمانده کل سپاه پاسداران با بیان اینکه اگر همین اندازه جمعیت در کنار ائمه اطهار بودند آن ماجراهای غم‌انگیز هرگز در صدر اسلام به وقوع نمی‌پیوست، گفت:« حضور شما در این فضا یک جهاد بزرگ است زیرا وقتی شما هستید دشمن می‌هراسد و دور می‌شود.

سردار اسلامی تصریح کرد: این ۴۱ سال به قوت حضور شما که الهام‌یافته از تبعیت ولی امر مسلمین است هر فتنه و جنگی سرد و خاموش شد.

وی با اشاره به آیاتی از قرآن که می‌فرماید اگر غافل شوید دشمن هجوم می‌آورد، ادامه داد: بیداری و ایستادگی در برابر دشمن رمز عزت، جاودانگی و بقای ما است، شما آرامش‌بخش مردم و ناامیدکننده دشمن هستید که برای این ملت عزت، سرافرازی، امنیت و آرامش می‌آورید.

فرمانده کل سپاه با بیان اینکه دشمن همه راه‌ها را تجربه کرده است گفت: هیچ کشوری به‌اندازه ایران در طول تاریخ بشر و در روی کره خاکی در معرض تهاجمات سنگین شیاطین بزرگ و کوچک نبوده است اما ملت ایران با ایستادگی خود و با شرف و آبرومندی از همه مشکلات عبور کردند.

سردار سلامی با بیان اینکه مردم ایران در شکستن دشمن و ناکار کردن آن‌ها هنرمند هستند، افزود: رهبر معظم انقلاب در میدان نبرد جهانی شجاعانه ایستاده و مردم ایشان را مانند نگین در حلقه انگشتری مهر خود می‌گیرند و با هم قله‌ها را فتح می‌کنند.

وی تأکید کرد: تا پیروزی فاصله‌ای نداریم، به خیمه دشمن نزدیک هستیم، آن‌ها در حال عقب‌نشینی هستند و در حین عقب‌نشینی این فتنه‌ها را به پا می‌کنند.

فرمانده کل سپاه پاسداران ادامه داد: دشمن فکر می‌کند با فشار اقتصادی می‌تواند ملت ایران را به تسلیم وادارد اما هرچه بیشتر فشار وارد کند مردم مستحکم‌تر می‌ایستند.

سردار سلامی با بیان اینکه همه انبیا الهی آرزوی برقراری حکومت و نظام اسلامی را داشتند، اذعان کرد: امروز این آرزو تحقق‌یافته و همه‌جا پرچم عاشورا در اهتزاز است.

وی با بیان اینکه خاموش کردن فتنه‌ها سند وفاداری مردم است، خاطرنشان کرد: اگر دشمنان دست از شیطنت برندارند منافعشان را به آتش می‌کشیم و به آن‌ها می‌گوییم که شما را تعقیب می‌کنیم، می‌یابیم و انتقام می‌گیریم.

 

همایش « سخنگو پاسخ می‌دهد» در حالی با حضور سخنگوی دولت در دانشگاه شریف برگزار شد که دانشجویان انتقادات تندی را نسبت به عملکرد دولت مطرح کردند

همه آنچه که در نشست دانشجویی سخنگوی دولت گذشت/ از انتقاد به عملکرد دولت تا بغض یک دانشجو

به گزارش خبرنگار تشکل‌های دانشگاهی خبرگزاری فارس، عصر امروز همایش « سخنگو پاسخ می‌دهد» در حالی به همت بسیج دانشجویی و به‌مناسبت گرامیداشت روز دانشجو با حضور علی ربیعی سخنگوی دولت در دانشگاه شریف برگزار شد که استقبال خوبی از سوی دانشجویان از این نشست شده بود و دانشجویان آمده بودند تا پاسخ سوالات خود را از سخنگوی دولت بگیرند.

در ابتدای این همایش نمایندگان تشکل‌های دانشجویی به سخنرانی پرداختند و انتقاد از عملکرد دولت موضوعی بود که در سخنان همه آنها مشترک بود. دانشجویان در سخنان خود به عملکرد دولت انتقاد کرده و از اینکه دولت ناکارآمدی‌اش را با بهانه کمبود اختیارات توجیه می‌کند، گلایه کردند. 

نحوه اجرای سهمیه‌بندی بنزین از انتقادات دیگر دانشجویان در حضور ربیعی بود. آن‌ها در این همایش انتقادات تندی را نسبت به عملکرد حسن روحانی و دولت مطرح کردند.

* نمانیده بسیج دانشجویی: دولت ناکارآمدی خود را در حل چالش‌های کشور ثابت کرده‌است

علیرضا قادری مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف یکی از دانشجویان بود که در حضور علی ربیعی سخنگوی دولت به سخنرانی پرداخت و گفت: آنچه در این جا می‌گویم نه از سر عقده‌گشایی شخصی و نه وابستگی‌های جناحی است. نه خوراک رسانه‌ای برای بیگانگان و نه دستاویز فتنه خناسان است. آنچه می‌گویم بر اساس وظیفه انقلابی و سنگینی بار مردم، این ولی نعمتان انقلاب است که سینه‌مان را می‌سوزاند.

وی ادامه داد: امروز میزبان سخنگوی دولت تدبیر و امید هستیم. دولتی که 6 سال است تدبیر و امید را به گونه‌ی دیگری معنا کرده است. خاطر مردم پر است از وعده‌ها و خلف وعده‌ها. گفته شد آنچنان رونق اقتصادی ایجاد کنیم که مردم اصلا به یارانه محتاج نباشند اما آنچنان رونقی بوده که امروز مردم با دریافت دو وعده یارانه، سفره‌شان را کوچک‌تر می‌یابند. گفته شد رشد پایه پولی را مهار می‌کنیم تا تورم کنترل شود اما پایه پولی بیش از دوبرابر شد وتورم 50 درصدی را هم تجربه کردیم.

این فعال دانشجویی تصریح کرد: با یک خروار ادعای کارشناسی، نرخ ارز را علی‌رغم اصرار همه کارشناسان اقتصادی در ۴۲۰۰ تومان تثبیت کردیم و میلیاردها دلار رانت وارداتی و خسارت ارزی به کشور وارد کردیم. با بزرگنمایی تحریم و گره زدن رونق اقتصاد به توافق و رفع تحریم، اقتصاد را شرطی کردید. ما طرفدار تحریم نیستیم اما موکول کردن اقتصاد به لغو تحریم ها را کمک به تحریم‌کننده می‌دانیم.

قادری یادآور شد: قطع وابستگی بودجه از نفت و استقراض از بانک مرکزی و تامین درآمدهای بودجه از محل مالیات‌ها و مولدسازی دارایی های دولت، توقف رشد نقدینگی به منظور کنترل تورم، کمک به خودکفا شدن در کالاهای اساسی به جای اعطای یارانه چند میلیارد دلاری به معدودی واردکننده، فعال کردن مسکن و پروژه های عمرانی بعنوان پیشران های صنعت و تولید از جمله مسیرهای مقابل دولت در این هجمه سنگین اقتصادی بود‌.

وی گفت: اما در مواجهه با مسائل کشور، در این سالها بدون توجه به ظرفیت عظیم داخلی، تمام مقدرات مملکت را به مذاکرات گره زدید و حل المسائل کشور را در دستان ۵+۱ جستجو کردید. روزی که منتقدان از سست بودن اساس برجام می‌گفتند، ضمانت آن را امضای جان کری دانستید و منتقدان را بی‌شناسنامه خطاب کردید. اکنون و بعد از بدعهدی‌های مکرر و عایدی "تقریبا هیچ" برجام، آدرس غلط می‌دهید و از کمبود اختیارات گلایه می‌کنید. حال آن که دولت دوازدهم بیشترین بسط ید اقتصادی را در تاریخ جمهوری اسلامی داشته‌است.

این دانشجوی بسیجی تاکید کرد: در ایام انتخابات گفتید به عقب برنمی‌گردیم، گفتید بنزین دو نرخی مولد فساد است. گفتید کارت سوخت غیرضروری است. گفتید که به حسابهای بانکی مردم سرک نمی‌کشیم، حالا چه شده که عقبگرد کردیم؟ چه کسی باید تاوان سیاسی‌کاری در تصمیمات و هزینه تحمیل شده به ملت را بدهد؟

وی ادامه داد: دو روز قبل از افزایش قیمت بنزین وزیر همیشه نفت دولت هرگونه افزایش قیمت را تکذیب می‌کند و ساعاتی بعد، ناگهان قیمت ها سه برابر می‌شود. واضحا سوال این جاست؛ مردم چه جایگاهی در دولت تدبیر و امید دارند که مورد فریب واقع می‌شوند؟ چه شانی دارند که زیر فشار تصمیمات دولت می‌افتند و ریشخند می‌شوند.

قادری در ادامه خطاب به روحانی گفت: آقای روحانی! شما می‌خندید و مردم گریه می‌کنند! شما می‌خندید و مردم اعتراض می‌کنند! شما می‌خندید و خونها پایمال می‌شود! 

نماینده دانشجویان بسیجی تاکید کرد: آقای ربیعی! شش سال از عمر دولت تدبیر و امید می‌گذرد اما آقای رئیس جمهور طوری سخن می‌گوید که انگار هنوز پشت تریبون انتخابات ریاست جمهوری است. دولت تدبیر و امید همان دولتی است که سر کوچکترین بهانه‌ها، نظام را ۲ بار در پرتگاه فتنه داخلی قرار داده است و اکنون پس از نمایش ناکارآمدی خود، دم از برگزاری رفراندم بر سر مسائل چهل ساله می‌زند.

وی ادامه داد: آقای سخنگو! اساسا دولتی که در تدبیر چهار روزه، کرامت مردم را وهن می‌کند، چگونه از رفراندم بر سر مسائل چهل ساله سخن می‌گوید؟ چرا تمرکز دولت به حاشیه‌‌پردازی‌ها رفته و آدرس غلط می‌دهد؟ چرا با افکار عمومی مردم بازی‌ می‌کند؟ چرا خود را در موضع پاسخگویی نمی‌بیند؟ چرا حتی برای یک بار، صادقانه با مردم گفت وگو نمی‌کند؟ آیا مردم که قرار بود صاحبان اصلی انقلاب باشند از منظر دولت به این درجه رسیده اند که حتی از حقایق محروم شوند؟

این فعال دانشجویی یادآور شد: تا کی باید سرمایه‌ اجتماعی نظام به پای اشتباهات دولت نوشته‌شود؟ تا کی باید وجهه امام امت صرف تصمیمات نسنجیده حضرات شود؟ آیا فکر نمی‌کنید اگر حمایت آن روز رهبر معظم انقلاب نبود، اکنون آقای روحانی به سرنوشت سعد حریری و عبدالمهدی دچار شده‌بود؟

وی افزود: آقای  ربیعی! ما در شریف راه و رسم میهمان‌نوازی را خوب می‌دانیم. خیلی دوست داشتیم امروز از موفقیت‌های دولت می‌گفتیم و به کارنامه دولت منتخب ملت افتخار می‌کردیم اما چه کنیم که عملکرد دولت ما را به این جا رسانده که با تلخی سخن بگوییم.

قادری ادامه داد: اکنون پس از شش سال تجربه ناموفق دولت  مستقر، گفتمان حاکم بر کشور در میان نسل جوان انقلاب هیچ پایگاه و اعتباری ندارد. اکنون پس از شش سال تجربه، دولت مستقر به وضوح ناکارآمدی خود را در حل چالش‌های کشور ثابت کرده است اما مردم و بخصوص ما جوانان این را به این معنا نمی دانیم که مسائل راه حلی ندارند. 

وی افزود: آقای  ربیعی! ما در شریف راه و رسم میهمان‌نوازی را خوب می‌دانیم. خیلی دوست داشتیم امروز از موفقیت‌های دولت می‌گفتیم و به کارنامه دولت منتخب ملت افتخار می‌کردیم اما چه کنیم که عملکرد دولت ما را به این جا رسانده که با تلخی سخن بگوییم.

قادری ادامه داد: اکنون پس از شش سال تجربه ناموفق دولت  مستقر، گفتمان حاکم بر کشور در میان نسل جوان انقلاب هیچ پایگاه و اعتباری ندارد. اکنون پس از شش سال تجربه، دولت مستقر به وضوح ناکارآمدی خود را در حل چالش‌های کشور ثابت کرده است اما مردم و بخصوص ما جوانان این را به این معنا نمی دانیم که مسائل راه حلی ندارند. 

وی گفت: ما قطعا به آینده انقلاب امیدواریم. معتقدیم نسل جوان انقلابی میتواند این چالش ها را حل کند. بزرگترین نشانه آن هم این است دیگر به تفکر پوسیده و تاریخ گذشته این دولت اعتقادی ندارد و به جای اتکا به غرب به خود متکی است. بدنه جوان کشور در همین مسیر سنگلاخی و ناهموار موجود هم در بسیاری از زمینه های علمی و دانش بنیان و فرهنگی، خودجوش مشکلات را حل کرده و بی تدبیری های مسئولین نتوانسته جلو آن ها را بگیرد. بله، هنوز در کشور اشکال مدیریتی هست.

قادری اظهار داشت: اما ما نه نیازی به تجدید نظر در آرمان های انقلاب و نه تجدید نظر در قانون اساسی نیست؛ لازم است تا در انتخاب برخی مسئولین تجدید نظر کنیم. مسئولین می‌روند اما این انقلاب است که بر دوش فرزندان خمینی پیش‌ می‌رود.

* نماینده جامعه اسلامی دانشجویان: کاسه امیدمان از امثال شما لبریز شده است

رسول قاسمی دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف هم در این همایش گفت: آقای سخنگو، ما صبرمان زیاد است اما کاسه امیدمان از امثال شما لبریز شده است. فقط امیدمان به خداست که آخر این راهی که باید با دست فرمان شما سر کنیم، دره‌ی تاریک هلاکت نباشد.

قاسمی تاکید کرد: آقای سخنگو دیگر ما در شریف به آمدن سخنگوها به جای رئیس‌ها عادت کرده‌ایم البته که همه‌تان وظیفه‌ای بیش از سخنگویی برای خود قائل نیستید. 

 وی افزود: براستی آقای سخنگو، اصلا چه شده است که به اینجا آمده‌اید؟ آمده‌اید پاسخگوی چه چیزی باشید؟ آمده‌اید سقف کدام فلک را بشکافید و  کدامین طرح نو را در اندازید؟ باز چه شعبده‌ای در آستین دارید؟. دیگر زمان اینگونه نمایش‌ها به سر رسیده است.

این فعال دانشجویی اظهار داشت: دیگر این که ما بگوییم و شما توجیه کنید و آش همان آش و کاسه همان کاسه باشد تاثیری ندارد. مگر گوشی برای شنیدن‌ وجود دارد؟، گویا اصلا تمام مملکت دهان شده‌ است.

این فعال دانشجویی ادامه داد: به‌راستی این هم نمایشی است برای این که نشان داده شود هنوز امیدی به اصلاح، از طریق این گفتن‌های مکرر وجود دارد. که ما و شما میدانیم این گونه نیست. دیگر فریاد و فغان بر سر یکدیگر برای تغییر ساختارهای موجود، راه به جایی نمیبرد و دیگر لگد زدن به این جنازه ها فایده‌ای ندارد. 

وی ادامه داد: آقای ربیعی روزگاری قرار بود انقلابمان را به کشور‌های دیگر صادر کنیم. حال به چه وضعیتی ما رساندید؟ اعتماد عمومی را که از بین بردید به کنار، آخر چرا تمام تلاش خود را می کنید وظیفه سخنگویی خود را انجام دهید؟ کمی هم سخن نگویی را امتحان بکنید. لااقل نامه نانوشته دروغ ندارد و بند اعتماد ملت و دولت را بیش از این از بین نمی‌برد.

قاسمی یادآور شد: از این رو آمدن شما را حرکتی کاملا بی‌معنا و بی‌ارزش می دانم و خروجی آن را جز بالا و پایین رفتن آدرنالین جمع حاضر، نمی دانم. 
 
وی گفت: حال می‌خواهم مخاطب خود را مردم و دانشجویان دانشگاه قرار دهم تا حداقل توانسته باشم کاری مفید بکنم. ما نباید دلمان را به دولت‌ها و اتفاقات جدید صابون بزنیم. اتفاق خاصی قرار نیست بیفتد.

قاسمی ادامه داد: قرار نیست مجلسی کارآمد بیاید و معجزاتی بکند تا مشکلاتمان رفع شود. قرار نیست دولت فعلی در دو سال آینده یا دولت‌های بعدی حتی اگر جوان هم بشوند، با چنین ساختارهایی شق القمری کنند. بیایید از امید واهی دادن به خودمان دست بکشیم. به راستی دیگر، روزگار چنین اصلاحاتی، گذشته‌است و شواهد و قرائن، از اصلاح ناپذیری، سخن میگوید.

وی افزود: دیگر باید رویکردی جدید را اتخاذ کنیم و از سمتی دیگر به مساله نگاه کنیم . نگاهی که دیگر چشممان به بالا نباشد تا اتفاقی بیفتد.دیگر باید روی خودمان حساب کنیم. 

قاسمی یادآور شد: در روزگار امروز که دانشجو دیگر دیدگاه سیاسی ندارد و همه طیف‌های دانشجویی به بت‌پرستی مشغول شده‌اند، دیگر زمان آن رسیده که دانشجو برای خودآگاهی و ایجاد دیدگاه سیاسی تلاشی بکند،که پیام سیاسی و اجتماعی از دل آن بجوشد.

دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف گفت: در شرایط فعلی به راستی دانشجویان نه دیدگاه سیاسی و اجتماعی دارند، نه توسعه دهنده علم و فناوری هستند و نه پیشرو در مساله های کشور. البته مساله های واقعی را میگویم که شرح آن مجلسی دیگر می طلبد. دیگر اصلا دانشجویی وجود ندارد. از دانشجو و روز دانشجو برای ما ،تنها چلوکباب بختیاری آن باقی مانده است.

وی افزود: آیا کسی هست که آرمان‌خواه باشد و بتواند برای مشکلات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی اجتماع خود، دست به تحرکی بزند؟ آیا رویکردی از درون دانشگاه می جوشد؟ چه شده است که دانشجوی شریفی امروز را ولع پول و استارت آپ خفه کرده و کاری به کار بقیه و اجتماع ندارد؟ چه شده که دانشجو دیگر دیدگاه سیاسی و اجتماعی خود را از دست داده و پیروی‌های مضحک، نهایت کنش سیاسی آن شده است؟ چه شده است که مثلا دانشگاه شریف را به جز فرودگاهی برای رسیدن به شهر آرزو ها نمی توانیم ببینیم؟ 

قاسمی تصریح کرد: چه شده است که دانشجوی امروز نهایت شوق خود را در داد زدن بر سر دولتی که چیزی جز جنازه‌ای سیاسی از آن باقی نمانده است، نمایان می‌سازد؟ آری دیگر برای حرکت سیاسی نباید سخنگوی دولت را به صلابه بکشیم دولتی که به وضوح به جز قمار بر سر برجام دیگر برنامه‌ای نداشت و باید منتظر گلابی‌های جدیدی باشیم که در دو سال آتی میخواهد از درخت خشکیده آن بچیند. بلکه باید به درون نگاه کنیم و امید را از این جنازه های سیاسی ببرّیم و کمی هم خودمان در راهی که امروز ادعای آن را داریم قدم بگذاریم.

وی گفت: زمان آن رسیده که نه تنها آگاهی خودمان، بلکه جامعه خود را در ابعاد سیاسی و اقتصادی رشد بدهیم تا بتوانیم از ساختار های دیگر اجتماع استفاده کنیم. زمان آن رسیده که دانش عمومی و سواد عمومی اجتماع را افزایش دهیم تا از سواری دادن‌های بیهوده جلوگیری شود و تلاشی در این جهت بکنیم که توزیع قدرت بین آحاد ملت شکل بگیرد. زمان آن رسیده تا ان جی او های عمومی را تقویت کنیم و طرحی نو در اندازیم و  از رویکردهایی که ما را به امید واهی اصلاح از بالا به پایین وامی گذارد دوری کنیم. 

وی یادآور شد: جناب سخنگو لگدمال کردن جسد دولت فخیمه تان را نیز به باقی دوستان واگذار می‌کنیم و در ضمن اصلا فایده ای هم در آن نمی‌بینم. چرا که باز هم ما را به دولت مستعجل دیگری امیدوار می‌کنند. امیدی پوشالی. امیدی توخالی. امیدی که هر چه زودتر باید بندش پاره شود.

* نماینده انجمن اسلامی دانشجویان مستقل: دولت حتی در نمایش کار و خدمت هم ناتوان است

محمدصالح سلطانی نماینده انجمن اسلامی دانشجویان مستقل هم طی سخنانی در این همایش «سخنگو پاسخ می‌دهد» گفت: آقای ربیعی به دانشگاه صنعتی شریف خوش آمدید، اما دیر آمدید. حدود دو و نیم‌سال پس از روی کار آمدنِ دولتِ دوازدهم، در روزهایی که چهره‌ زیبای ایرانِ عزیزمان زخمی از بحران‌ها و آشوب‌ها و فتنه‌ها و سوءتدبیرهاست میزبان شما به عنوان نماینده دولت هستیم.

وی ادامه داد: آقای نماینده‌ دولت البته باید خیلی خیلی زودتر از این‌ها و پیش از آن‌که استخوان بی‌تدبیری در گلوی مردم تبدیل به تیغی بَرّنده شود، به دانشگاه می‌آمد. صدای دانشگاه، مدت‌هاست بلند است و شما سال‌هاست هشدارهای دلسوزانه‌ منتقدان را نمی‌شنوید. امروز صحبت کردن از امید و از آینده، خاصه در میان دانشجویان، دشوار است. دشوارتر از آن‌چه تصور می‌کنید. 

سلطانی تأکید کرد: آقای سخنگو! امروز اشتراکی کم‌سابقه در میان تمامی جریانات فکری و سیاسی کشور، پیرامون دولت دوازدهم شکل گرفته، اجماعی که تمام طیف‌ها را بر ناکامی شما و همراهان‌تان متحد کرده است. امروز اختلافی بر سرِ اصلِ شکست‌خورده‌بودنِ دولتِ دوازدهم وجود ندارد.

وی ادامه داد: تفاوت‌ها فقط بر سرِ میزان شکستِ شماست. حامیان دیروز دولت، یکی یکی در فضاهای مجازی و حقیقی بابتِ حمایت از آقای روحانی عذرخواهی می‌کنند و هیچ‌کس حاضر نیست مسئولیتِ به بار نشستنِ دولت دوازدهم را قبول کند. انگار دولت حاضر، همچون فرزندی سرراهی، توسط حامیانش در میان مردم رها شده. در میان مردمی که شعله‌های خشم‌شان، گریبانِ دولت را گرفته و گاه این شعله‌ها، در قالب اعتراضات خیابانی، بیرون می‌زند.

این فعال دانشجویی اظهار داشت: تنهاییِ امروزِ دولت البته حاصل عملکرد شما و دوستانِ شماست. عملکردی که به نظر می‌رسد می‌توان آن را به نقد کشید.

وی یادآور شد: انتخابات سال92، عرصه‌ پیروزیِ ایده‌ «مذاکره» بود. روایتِ دلپذیرِ آقای روحانی از چرخش همزمانِ چرخِ سانتریفیوژ و چرخِ زندگی مردم، 50.7 درصد از رای‌دهندگانِ آن انتخابات را مجاب کرد تا به مردِ مذاکره اعتماد کنند. راهبرد دولت یازدهم، مشخص بود و از همان روزهای نخست، جسورانه به پیش رفت و طی چهارسال، به شیوه‌های گوناگون و با تبلیغات فراوان تحقق یافت.

سلطانی تصریح کرد: همه‌چیزِ دولتِ یازدهم، بر مدارِ مذاکره و تعامل با غرب و بستن با کدخدا می‌چرخید و مردم، در انتظارِ دیدنِ ثمراتِ این راهبرد، چهار سال همراهِ دولت بودند. اما خروج امریکا از برجام و مرگِ تدریجیِ رویای آن، دولتِ دوازدهم را چنان منفعل کرده که حالا به راحتی می‌توان از وقوع یک «سکته‌ی مغزی» در این دولت صحبت کرد. 

وی بیان کرد: به نظر می‌رسد آقای رئیس‌جمهور و دوستان‌شان، هیچ ایده‌ای برای اداره‌ کشور ندارند، گاهی به سراغ ایده‌های دولت‌های قبل می‌روند و البته همچنان به هروله میان اروپا و امریکا ادامه می‌دهند، به این امید که از جسمِ بی‌جانِ برجام، جانی تازه برای خود کسب کنند.

این فعال دانشجویی اظهار داشت: اما آقای ربیعی! به نظر می‌رسد مردم برای تحملِ یک دور اعتمادِ دوباره به کسانی که دشمنی‌شان با این ملت را ثابت کرده‌اند، رمقی ندارند.

وی تصریح کرد: خسارات و آسیب‌های حاصل از معطل نگاه‌داشتنِ ظرفیت‌های کشور برای برجام، چنان سهمگین بوده که حرف زدن از مذاکره‌ی مجدد و التماس به ترامپ برای مُشتی دلار، بیشتر شبیه یک شوخیِ بی‌مزه است. آقای ربیعی! بهتر نیست به جای بازگشت به ایده‌ی نخ‌نماشده‌ی دولتِ یازدهم، طرحِ نویی در اندازید و برای نجات کشور از بحران‌های پرشمارِ موجود، علاجی از داخل را جستجو کنید؟ 

سلطانی ادامه داد: اولین و ملموس‌ترین نتیجه‌ فقدانِ ایده برای اداره‌ کشور در دولت دوازدهم، ولنگاریِ شگفت‌انگیز در عرصه‌های مختلف است. دولتی که راهبرد مشخصی برای مدیریت کشور نداشته باشد، گریزی جز بی‌عملی ندارد؛ چیزی که مردم به وضوح آن را در ساحت‌ها و سطوح گوناگون، نظاره می‌کنند. 

وی افزود: سیاستِ خارجیِ پسابرجام، منفعل‌ترین روزهای خود را تجربه می‌کند و اعتنایی به فرصت‌های دیپلماتیکِ موجود در شرق آسیا، افریقا و امریکای لاتین دیده نمی‌شود. 

این فعال دانشجویی اضافه کرد: اقتصاد، در مقطعی جولانگاه تصمیمات خلق‌الساعه و فاجعه‌باری مثل دلار چهارهزارودویست‌تومانی شد و دولت، به جای آن‌که با اقداماتی مثل اعمال مالیات بر خانه‌های خالی و یا اخذ مالیات از هنرمندان، کسری درآمد خود را جبران کند، به دنبال راه‌های دیگری برای حل این مشکل است. فرهنگ، بیش از گذشته گرفتارِ خلاءِ نظارت‌های اصولی و چارچوب‌مند است. 

نماینده انجمن اسلامی دانشجویان مستقل گفت: جامعه، با بحران‌هایی متنوع، از اعتیادِ روز افزون تا خودکشی و طلاق مواجه است و هیچ کنشِ هدفمندی از جانب دولت برای مبارزه با این بحران‌ها دیده نمی‌شود. 

وی ادامه داد: تازه‌ترین نسخه‌ ولنگاری، دولت محترم چند روزی است از «ولنگاری ورزشی» نیز رونمایی کرده و شرایطی ساخته که حضور هر مربی خارجی در فوتبال ایران، موجی از خشم برای هواداران و اسراف در بیت‌المال را به بار می‌آورد.

سلطانی تصریح کرد: آقای ربیعی! مشکل بزرگ اینجاست که مردم هم این ولنگاریِ دولت را دیده و فهمیده‌اند. و نکته تاسف‌بار اینکه دولتِ محترم حتی در نمایشِ کار و خدمت نیز ناتوان است و شوربختانه، دولتِ دوازدهم نه تنها کار نمی‌کند، بلکه حتی بلد نیست ادای کار کردن را هم در بیاورد و این، خشم مردم را دوچندان می‌کند. 

وی گفت: دولتِ دوازدهم، از حیث مواجهه با بحران‌ها و تنش‌های اجتماعی، رکورددارِ دولت‌های پس از انقلاب است. وقایع دی‌ماه 96، اعتراضات متعدد کارگری در خوزستان و اراک، بحران آبی در استان اصفهان، فتنه‌ دراویش گنابادی در تهران و اتفاقاتِ آبان98 از جمله‌ی این بحران‌ها و تنش‌هاست. 

سلطانی تصریح کرد: بحران‌هایی که هریک، برای مدتی مردم را اسیرِ نگرانی و درگیرِ تنش کرد. این شاید کنایه‌ تاریخ باشد که دولتِ آکنده از مقامات و مسئولینِ امنیتی، خود گرفتار شدیدترین بحران‌های امنیتی است! فراتر از کنایه‌ی تاریخ اما به نظر می‌رسد بروز این همه بحران و آشوب و تنش، ظرفِ تنها دوونیم‌سال، عادی نیست. آقای ربیعی! رئیس‌جمهور متبوع شما در جریان تبلیغات انتخاباتی، مدام رقبای خود را به رویکردهای «تنش‌زا» متهم می‌کرد.

وی بیان داشت: اما انگار امروز ما با دولتی «تنش‌زی» مواجه‌ایم! دولتی که اجازه بدهید رک بگوییم، دولتی که انگار بدنه‌ اجتماعیِ خود را در میان گسل‌های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی جستجو می‌کند. 

وی افزود: آقای ربیعی! حتی اگر بخواهیم نگاه بدبینانه‌ برخی منتقدان را کنار بگذاریم و از نقش مستقیمِ دولت در تشدید بحران‌ها نگوییم، نمی‌توانیم به دولتی خوش‌بین باشیم که طرح حساسِ افزایش نرخ بنزین را تا این حد مبتدی و ناشیانه اجرا می‌کند. 

این فعال دانشجویی اظهار داشت: آقای ربیعی! قربانی شدن دویست‎‌وچند نفر از مردم این سرزمین زیر پای بی‌تدبیری دولت دوازهم، اتفاقی نیست که برای ما مجال خوش‌بینی باقی بگذارد. به نظر می‌رسد زیستن در تنش، کسب‌وکارِ دولتِ شماست که ریخته‌شدنِ خونِ این‌همه انسان، حتی خنده‌ای را از لبِ جناب رئیس‌جمهور، محو نمی‌کند! 

وی خاطرنشان کرد: جناب آقای ربیعی! شما و دولت شما، با منتقدان‌تان مهربان نبودید. نیازی به قطار کردن اتهامات و نسبت‌های ناروای مقامات دولتی به منتقدان نیست و قصد بیانِ چیزی که عیان است را ندارم. ما خسته از نامهربانی‌ها و رنجور از خسارات پرشمار دولت به مردم اینجا ایستاده‌ایم. سخن گفتن از امید این روزها دشوار است؛ اما ما می‌خواهیم کارِ دشوار را در زمانه‌ دشوار به سرانجام برسانیم.

سلطانی ادامه داد: دوونیم‌سال پس از روی کار آمدن دولت، برای اصلاح رویه‌ها دیر است. رویای نجات کشور، اگرچه دور اما دست نیافتنی نیست. ما منتقدان نامهربانی نیستیم آقای ربیعی! ما به‌مانند حامیان دیروز شما نیستیم که روزی به خیابان بریزیم و با وعده‌های پوچ مردم را به سوی شما بخوانیم و روزی دیگر، ژست مخالفت گرفته و از پروژه‌ عبور سخن بگوییم. ما، همچنان منتقد شما هستیم و می‌مانیم اما اگر دستِ نیازی به سوی دانشگاه دراز شود، آن را رد نخواهیم کرد. 

وی افزود: ما خسته‌ایم، ناراحتیم، مثل روزهای اولِ دولت یازدهم دلواپسیم اما ناامید نیستیم و به آینده‌ انقلاب، حتی با وجودِ یک و نیم سالِ باقی مانده از دولتِ دوازدهم، امیدواریم. اگر قصدِ اصلاح دارید و به دنبال طرحی نو برای گذر از بحران هستید.

* نماینده انجمن اصلاح‌طلب: پای صندوق‌های رای آمدیم تا به تدبیر و امید رای دهیم. اما افسوس! 

یوسف سلطانیان دبیر انجمن اصلاح طلب دانشگاه صنعتی شریف نیز در این برنامه سخنرانی کرد. سلطانیان هم انتقادات تندی را از دولت داشت و خطاب به سخنگوی دولت گفت: بیش از دو سال از زمانی که پای صندوق‌های رای آمدیم می‌گذرد. ما پای صندوق‌های رای آمدیم تا اقتصادمان بهتر شود. ما دو سال پیش پای صندوق‌های رای آمدیم تا به تدبیر و امید رای دهیم. اما افسوس! 

این فعال دانشجویی در ادامه به عملکرد دولت در حوزه دانشگاه هم انتقاد کرد و تاکید کرد: امروز سخن گفتن از دانشگاه امن بیشتر شبیه به یک طنز است تا یک واقعیت.

وی در بخش دیگری از سخنانش از ربیعی خواست تا درباره اتفاقات اخیر هم توضیح دهد.

* سردادن شعار مرگ بر فتنه‌گر توسط دانشجویان

دبیر انجمن اصلاح طلب دانشگاه صنعتی شریف در زمانی که سخنان خود را بیان می‌کرد چندین بار از سران فتنه نام برد و همین امر موجب شد دانشجویان چندین با صدای بلند شعار مرگ بر فتنه گر سر بدهند.

* اصلاح‌طلبان دانشگاه شریف حاضر به شنیدن سخنان ربیعی نشدند

 نماینده انجمن اصلاح‌طلب دانشگاه شریف بعد از اینکه انتقاداتش را نسبت به عملکرد دولت مطرح کرد سالن مراسم را ترک کرد، اعضای این انجمن هم حاضر به شنیدن سخنان نماینده و دولت نشدند و آنها نیز با پایان سخنان سلطانیان از سالن خارج شدند.

در این زمان یکی از دانشجویان فریاد زد و خطاب به دانشجویان اصلاح طلب گفت: شما یک زمانی از دانشجویان خواستید به این دولت رای بدهند حالا خودتان هم حاضر نیستید پای سخنان سخنگوی این دولت بنشینید!

* انتقادات تند دانشجویان درباره عملکرد دولت

بعد از پایان صحبت‌های دانشجویان، علی ربیعی سخنگوی دولت پشت تریبون قرار گرفت و دانشجویان سوال‌های خود را مطرح کردند.

ربیعی در زمان پاسخگویی به سوالات دانشجویان خاطراتی را از گذشته تعریف می کرد که این مسئله انتقاد دانشجویان را در پی داشت.

سوالات دانشجویان بیشتر در نقد عملکرد دولت بود. آنها همچنین با انتقاد از نحوه اجرای سهمیه بندی بنزین از ربیعی خواستند پاسخگوی اتفاقات بعد از این موضوع باشد.

نماینده بسیج دانشجویی در زمانی که در سخنانش از مشکلات مردم می گفت و خنده های رئیس جمهور چند بار بغض کرد و سخنانش را بغض ادامه داد.

بعد از انتقادات تند دانشجویان گفت: چندی است برخی تریبون ها فقط عادت به گفت- گفت را پیشه کردند، اما من می‌خواهم که رویه این نباشد و ما گفت و شنود را تجربه کنیم، بنابراین اگر کسی می خواهد بازهم شعار دهد ایرادی ندارد.

وی همچنین درباره سوالات دیگر دانشجویان توضیحاتی ارائه کرد که به نظر می رسید دانشجویان از پاسخ های ربیعی قانع نشده باشند. ربیعی گفت حاضر است ماه آینده هم به دانشگاه شریف بیاید و پاسخگوی دانشجویان شود.

متن سخنان ربیعی را اینجا بخوانید

سخنگوی دولت بعد از مراسم و در زمان خروج از دانشگاه هم از انتقادات تند دانشجویان در امان نماند.

در بیرون از سالن  تصاویری شعارهای انتخاباتی رئیس جمهور و اظهارات مسئولان دولتی در زمان امضای برجام نصب شده بود.

 

روز : ماه : سال :