سرتیتر اخبار
 

شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان .

قرار شد بریم معبر باز کنیم .بچه ها می پرسیدن امشب شب احیاست !

گفتم امشب ما وسط میدان مین احیا می گیریم

حرکت کردیم .رسیدیم به ردیف اول میدان.

کار رو شروع کردیم.

ردیف ردیف جلو می رفتم .همه حواسم به مین بود که حمید با سنگ ریزه ای به من علامت داد

نگاهش کردم .با انگشت جایی را نشانم داد یک عراقی ایستاده بود

گفتم دیدمش .و دو باره مشغول کار شدم

حدودا سی الی چهل متری ما عراقی ها مشغول نگهبانی بودند

دو باره حمید خواست به من چیزی بگه که نمی دانم پای کداممان خورد به سیم تله و انفجار...

مثل پر کاه به هوا رفتم و به شدت به زمین خوردم

لحظات عجیبی بود ....

حمید را دیدم به سمت عراقی ها می دوید و فریاد می کشید کور شدم .نمی بینم .

شمالی هم ترکش به پایش خورده بود و به دنبال حمید و می گفت نرو داری میری سمت عراقی ها.

به خودم نگاه کردم انگار پا نداشتم.پایم به یک تکه پوست بند بود.

هر کاری کردم پایم را بکنم کنده نشده.

انگشت پایم را گرفتم و بالا آوردم و و سعی کردم با یک پا از میدان مین خارج شوم

زمین می خوردم و بلند می شدم .تا خودم را به یک گودالی که بر اثر انفجار خمپاره درست شده بود رساندم

خودم را داخل آن انداختم جای امنی بود

دیگه تنهای تنها در گودالی با حالی عجیب منتظر شهادت .

یاد حرف بچه ها افتادم .مرتضی امشب احیا چکار می کنی گفتم وسط میدان مین....

✅✅✅محمد احمدیان

9deyzarin.jpg - 80.81 کیلو بایتدر حالی که قرار بود به مناسبت نهم دیماه همایش "واکاوی نقش انگلیس در فتنه 88" در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علی آبادکتول برگزار شود، به بهانه ماموریت آقای رئیس دانشگاه لغو شد!

روز : ماه : سال :